مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

پذیرفتن یک " جهان مه آلود" ،
تواضع " ندانستن"،
هیجان " واهمه داشتن"،
انگیزه " شکافتن و دریافتن"،
و از همه مهمتر،
آرامش "لبخند زدن" به رگهای برآمده گردن فال گیران کنار جاده را
"کم کم" هدیه می کند.


آخرین مطالب

رودربایستی !

چهارشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۰، ۱۲:۰۰ ب.ظ


  •  با یک ایرانی که تمام عمر در فرانسه بود ، و اخیرا سفری به ایران داشت ، صحبتی داشتم.

 

از او خواستم که وضعیت فرانسه را ، باوجود مخالفت «اکثریت یا بخشی از مردم»  با سارکوزی و همچنین اعتصابهای سراسری و تظاهرات ها و مشکلات اقتصادی و سیاسی به وجود آمده ،برایم روشن کند .توضیحاتی داد که کمی از تحلیل آنها عاجز بودم که  در نهایت نکته جالبی اشاره کرد.


 گفت دلیل اینکه تو از درک تحولات فرانسه عاجزی برای من روشن است .تو درکشوری نفس میکشی ،که هنوز برای مردم و مسولین آن ، فرهنگ اختلاف داشتن وجود ندارد ! اختلاف بین مردم با مردم ، بین مردم و دولت ، بین اعضای یک دولت ، بین دولت و رهبری و بین مجلس ودولت ... !


فرهنگ اینکه شما میتوانید این اختلاف و  نارضایتی را نشان دهید .اعلام کنید. حتی تظاهرات و اعتصاب کنید. ولی  لازمه  آن به آتش کشیدن و ناسزا گفتن « به سر تا پای خلقت » ، حذف طرف مقابل  و یا انکار اختلاف نیست. « تحمل و ابراز مخالفت و نارضایتی» و «تکیه بر مشترکات »، اینها رسوبات دموکراسی در فرانسه است. درک اینکه  لازم نیست رئیس جمهور کامل باشد. یا نظام و سیستم «کامل »نشان داده شوند، که بعد برای « توجیه هر ضعف طبیعی و یا غیر طبیعی » ، ناچار به انکار آن شوید.


  •   مدت یازده روز خبری از رئیس جمهور ایران نبود.

نه ازتلویزیون ونه  از هیچ سایت خبری و روزنامه ای ، نمیشد   یک تحلیل کلی هم پیدا کرد. همین فضای خبری بایکوت شده ، بیشتر آدم را به شک می انداخت. (مثل این دوستان سبزی که میگفتند ، فضای خبری بعد از انتخابات مزید بر شک و تردید ما شده بود.)

بر عکس فضای رسمی و « پرخط قرمز کشور»  ، در کوچه بازار«  دور افتاده ترین شهر های ایران » ، هزار تحلیل  وخبر، دهن به دهن میگشت . جالب اینجاست که همه هم ، خبر خودرا موثق و از یک منبع آگاه میدانستند .

 

یک شب با چند تلفن ساده ، به چند«آدم عادی»  ، من این چند خبر را شنیدم :

 

« احمدی نژاد با لاریجانی دعواش شده ، فحش خواهر مادر ... » 

احمدی نژاد گفته من بیرون نمیام تا تکلیف رهبر وسپاه مشخص بشه ...

احمدی نژاد با مصلحی و معاون مصحلی .....

احمدی نژاد گفته مشایی باید....

احمدی نزاد گفته جلیلی ...

 

تمام این جملات رو عوض کنید با فاعل های زیر :

رهبر گفته

فرمانده سپاه گفته

 

---------

این واقعیت فضای خبری کشور ماست . فضایی که نتیجه «  رودربایستی و سانسور»  است. درکوچکترین مسئله ای ، شایعات ، دهان به دهان میگردد و جالب اینجاست که بسیار باورپذیر و واقعیت نما هم هستند. همه هم از منابع آگاه.

وقتی تلویزیون را روشن میکنیم وبه اخبار نظری ،ولو با خمیازه ، می افکنیم، دقیقا یاد واژه « رودربایستی » می افتیم. انگار اگر یک واژه مناسب تحلیل تمام مناسبات حکومت با مردم ، مردم با مردم ، و حکومتیان با یکدیگر باشد،همین شاه واژه « رودر بایستی» است.


شبیه رودربایستی که پدر مادر از فرزندان به بلوغ رسیده شان ، برای در میان گذاشتن  مسائل زناشویی  دارند. پدر مادری  که سعی دارند فرزندانشان به شکل پاستوریزه رشد پیداکنند ؛ بنابراین تنها به «حفظ ظاهر» و «انکار واقعیات »میپردازند ، غافل از اینکه این فرزندان ، از هر کس و ناکسی در مدرسه و کوچه بازار ، با واقعیات تحریف شده و کنترل نشده تری ،  روبرو میشوند.

 

  • چند سوال :


چرا باید خط قرمز های تعریف شده کشور به شکلی باشد ، که چنین اختلافات ساده ای ، اینقدر تابو به نظر آید ؟ اختلافاتی که   ذاتی حیات است. چنانچه در سوره بقره میخوانیم ، «  قلنا اهبطوا بعضکم لبعض عدو » ، انگار که دشمنی  و اختلاف ذاتی هبوط در دنیاست و تنها باید تحمل و مدارا را آموخت .


چرا باید اینقدر یک نظام و شخص را « کامل ،  بی عیب و مقدس » معرفی کنیم که لازم باشد ، همیشه با یک « گاری پر ازخاک » ، دنبال او بدویم برای پوشاندن «آثار ولوازم طبیعی حیات او»

.

چرا باید اینقدر صدا و سیما از مردم « بیگانه » باشد ؟ اینقدر  کودک وار  با مردم رفتار کند؟ تا اینکه  این مردم  کودک نما ، همنشین هر لات والواط «قهوه خانه های دنیای مجازی»   شوند ؟

 

یکی از بزرگترین مسائل فرهنگ امروز کشور ، این است که بالاخره ، در این کشور چه کسانی حق تنفس دارند ؟ این خطوط قرمزی که دامن طیف وسیعی از شخصیت ها را گرفته و آنها را « مستحق لعن ونفرین امت حزب الله»  کرده ، تا کجا ادامه پیدا میکند ؟ 

فرهنگ «سفید وسیاه » د رکشور  ، یا «خوب خوب و یا بد بد » !  یا قدیس و یا « منحرف و مهدور الدم » ! یا « عاشق و فانی فی سبیل »   ویا « فراماسون و جاسوس»  ا زکجا آمده است و تا کی خواهد ماند؟ !

 

نتیجه اینکه  :

  • تفاوت ها و اختلاف ها را اگر به رسمیت نشناسیم ، و اگر این خطوط قرمز ،  کمی دست و بال خودشان راجمع تر نکنند -  خطوط  قرمزی که از خصوصی ترین جوانب زندگی مردم تا عمومی ترین آنرا در بر گرفته  - روزی می رسد که در پیله کوچک خود ، خفه خواهیم شد و البته خود  « پیله » ، ابریشمی از عبرت برای آیندگان خواهد شد.

۹۰/۰۲/۱۴ موافقین ۰ مخالفین ۰
اسحاق رهنما

نظرات  (۶)

سلام.  من ایران نیستم و نمى دونم تو ایران جى میگذره ولى جند روزه شنیدم احمدى نجاد  قهر کرده

از پستتون خوشم اومد
سلام.اقا خیلی جالب بود متاسفانه . از مشکلات ایراتن صحبت کردن کمی سخته  .به نظرم تا مسئله ؛ مهم و حیاتی انسانیت ؛ برای ما حل نشه هیچ کدوم از این مسائل حل نمی شه .مشکل اووووول مملکت ما و شیع هه ا انسانیته . که مابقی از این سرچشمه می گیره
سلام حاجی.عالی بود.با اجازه میذارم توی وبلاگم که بقیه هم مستفیض بشند!
پاسخ:
ممنون از سید . قابل این توجه رو نداشت.
سلام.به روز هستم با:"از مشایی ستیزی تا مشایی ستاییِ احمدزاده کرمانی"
تحلیلی از سیر شخصیتی استاندارسابق و معاون جدید رییس جمهور
حتما بخوانید و نظر دهید.
یازهرا(س)
http://iga.parsiblog.com/
سلام
شاید این کور رنگی که جز سیاه و سفید نمی بینن به این بر گرده که مردم تشکیک وجودی مسائل رو نمی بینن به نظر من یه همچین چیزی (که تو فلسفه هست)در مورد نزدیکی و دوری آدمها به حقیقت وجود داره .از طرفی هم مردم بیشتر از اون که به حق اهمیت بدن به فردی که حرف رو میزنه بها می دن -دقیقا خلاف گفته اسلام- و آزاد اندیش نیستن متاسفانه! نتیجه این که فلسفه آدمی را مفید می باشد
سلام به روزم با "تمکین در برابر قانون، پایان حاشیه ها"

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">