مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

پذیرفتن یک " جهان مه آلود" ،
تواضع " ندانستن"،
هیجان " واهمه داشتن"،
انگیزه " شکافتن و دریافتن"،
و از همه مهمتر،
آرامش "لبخند زدن" به رگهای برآمده گردن فال گیران کنار جاده را
"کم کم" هدیه می کند.


آخرین مطالب

... ما بوقیم !

چهارشنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۰، ۱۲:۰۰ ب.ظ


       ما پریم از « ابهام » ؛ از تصور « دانستن » ؛  از دست به دست کردن « واژه ها و عقاید» ؛  ما « بوقیم» .

صدایمان بلند  و با هر نوازنده ای سازگاریم.  هر نوازنده ای که تاریخ وزمان ، منبری مهیای او کرده. منبری از بوقها. بوقهایی ابهام آلود و غیر شفاف.  و بی چاره کسی که ، این وسط ، قصد نواختنی داشته باشد « متفاوت ، شفاف و عمیق ».

 به این اندیشه ام ، که  باید   « گاهی  » انگشت در  گوش ، دغدغه « نواختن » داشت . دغدغه  شنیدن صدای تار خود ، در غوغای بوقهای مطمئن از « یگانه بودن »   طبلها . طبلهایی که «سطحی بودن»  همزاد و همنفس  آنهاست.

 جرات قضاوت بر باطل دیگران در مقابل « حق محض» خود  ، بخش زیادی از عمرمان را، به « تکراری ترین»  حماقت های بشری گذراند؛  و چه سخت است مچاله نکردن چهره ، هر روز و هر روز ، بر موجهایی که دل به دریای اعماق زدن را ،با « ترس و گناه » مواجب بگیر روزمرگی ها  میکنند.


        ... گاه هیچ چیز   " متنفرانه  " چهره ام را در هم نمیکشد ، مگر « سطحی بودن»  ؛ مگر زندگی در« بی سوالی » .

۹۰/۰۶/۱۶ موافقین ۱ مخالفین ۰
اسحاق رهنما

نظرات  (۴)

خوبه !
دو هفته دیگه تو حجره نمیتونی اینقدر وبلاگ به روز کنی
و چه زیبا میشد اگر همگان انگشت در گوش خود میکردند و فقط دغدغه شنیدن نواخته های خود را داشتند؛ که دیگر نه گله از کسی میماند و نه رضایتی از خود...
و من نیز مدتی است که دوست دارم انگشت در گوشهای خود کنم تا نشنوم قضاوتهای ریز و درشت قاضیان زمانه را درباره آنچه می گویم، آنچه می نویسم، آنچه رفتار میکنم، و آنچه مطالبه. و در این میان گوش به ناله های خودم میسپارم  به درگاه حق، شاید که حق خود را بر دلم عرضه کند؛ بی صدایی که نیاز به شنیدنش باشد...
و به این فکر میکنم که چقدر از عمرم را به قضاوت کردن و شنیدن قضاوتهای دیگران و درگیرکردن خویشتن با آنها نموده ام... شاید این باشد بزرگترین حماقت بشر؛ که موجب فرو رفتن همیشگی اش در باتلاق سطحی بودن و طبل گونه ماندن میگردد...
آی گفتید
گاهی به خاطر سوالهایی که برایم پیش می اید شرمنده میشوم واحساس گناه میکنم
من در برابر تمام پدیده ها علا مت سوال میگذارم شاید این ابتدای سقوط است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">