مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

پذیرفتن یک " جهان مه آلود" ،
تواضع " ندانستن"،
هیجان " واهمه داشتن"،
انگیزه " شکافتن و دریافتن"،
و از همه مهمتر،
آرامش "لبخند زدن" به رگهای برآمده گردن فال گیران کنار جاده را
"کم کم" هدیه می کند.


آخرین مطالب

'« گیس و گیس کشی »

جمعه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۰، ۱۲:۰۰ ب.ظ

 

      هدف از این نوشته نقد عملکرد  صدا و سیما نیست ؛  چرا  که تجربه ثابت کرده   ،     نقد صدا و سیما    « سر به دیوار کوفتنی  »  بیش نیست ؛  و البته  « بی تفاوتی »  را « رضایت  »قلمداد کردن ،  امروزه آفت  فکری رایج سیاست پردازانی است که از « سکوت » مردم  ، تنها برداشت  « خشنودی » میکنند  .  الغرض :

 

 

      ماجرا از اینجا شروع شد که شبکه خبر ، با یک روزنامه نگار افغان مصاحبه  میکند. مراحل « گزینش  » کارشناس افغان به خوبی صورت نگرفته و ایشان چند جمله را در عرصه رسانه ای «  تک صدای  » کشور ما پرتاب میکند. اینکه " ایران منزوی ترین کشور جهان است  و دخالت های ایران در افغانستان ریشه مشکلات ماست " . مجری شبکه دست و پای خود را گم کرده و کاملا منفعل عمل میکند . مسولین اتاق فرمان هم در یک عملیات کاملا « حرفه ای و حماسه ساز» ، ارتباط با افغانستان را قطع میکنند !  کلیپ این برنامه سراسر اینترنت را فرا میگیرد. شبکه های خبری مختلف دنیا به استهزاء   رسانه ای  ایران مشغول میشوند. شبکه صدای آمریکا با کارشناس افغان ، که اکنون در حد« محمود افغان »شده ،مصاحبه میکند.  چند روز بعد ،  «شبکه خبر» گزارشی پخش میکند و سعی میکند که بگوید کارشناس افغان مزدور و مواجب بگیر شبکه های غربی بوده و آمریکا برای کشت خشخاش به ویتنام و افغانستان حمله کرده و یکی از دلایلی که آمریکا در افغانستان است ، وجود امثال همین روزنامه نگار مزدور است.

    اگر چه  طنز بسیار دلنشینی داشت ، گلاویز شدن یک سازمان عریض و طویل با یک « افغانی خونسرد » و خلاصه  زد و خورد ویقه دراندن و «گیس و گیس کشی »  ،   ولی بهانه ای است برای بیان « هزار باره »  یک نکته مهم :

 

 

 

      این مصاحبه مرا یاد یک ویدئو  انداخت که چند سال قبل همزمان با سفر رئیس جمهور ایران به آمریکا از شبکه «سی ان ان» پخش شد . در این ویدئو سخنان محمود احمدی نژاد پخش میشود. از زبان خود او و بدون سانسور. مخاطب آمریکایی میشنود  که آقای احمدی نژاد آمریکا را به مسائلی متهم کرده که از آن جمله  « وجود اعدام های زیاد  » در آمریکاست . بعد از اتمام سخنان رئیس جمهور ایران ،« فرید زکریا»  ، با چند نمودار و آمار مقایسه ای ، نشان میدهد که بعضی از حرفهای آقای احمدی نژاد درست نیست. ( هدف از این مثال ، بیان این نیست که فرید زکریا درست میگفت یا غلط )   

 منظور من از این مقایسه ، بیان  نکته مهمی  است که بعد از مشاهده این ویدئو  به ذهن من رسید  ، آنهم  "این که مخاطب آمریکایی هیچ  گاه از شنیدن  « حرفهای مخالف  » با حرفهای رایج در کشور ، به « وجد»  نمی آید و دچار « هیجان کاذب » نمیشود " . از شنیدن اینکه کسی کشور آمریکا را متهم  کند ، یا اینکه  مسولین این کشور زیر سوال بروند  ، یا اینکه رئیس جمهور آمریکا متهم به فساد  اخلاقی یا اقتصادی شود ، یا ...   چندان « هیجان کاذبی» ایجاد نمیشود . مخاطب آمریکایی کاملا « واکسینه « است و البته .   روشن است که «هیجان کاذب »، از موثرترین عوامل « جذابیت » و « گسترش و پذیرش  » یک سخن و نظر است. که فرمود : " فی کل  جدید لذه  " .

 

     برای توضیح مطلب ،  تصور کنید که فردا در ایران کسی در روزنامه ای بنویسد ،« اسرائیل خوب است ، یا  ایران شروع کننده جنگ با عراق بوده ،یا اینکه  خدا بد است  و امام خمینی هم بیشتر بد است ! ».  چه اتفاقی می افتد ؟

    همه مردم ایران آنرا خواهند شنید . دست به دست و دهن به دهن خواهد چرخید. عده ای شروع به مخالفت میکنند و عده ای هم « بدون توجه به دلیل و مدرک گوینده »  شروع به موافقت. تمام فضای فکری کشور را این یک جمله تحت تاثیر قرار میدهد.  در جامعه تک صدا و با فضای رسانه ای بسته ، هر حرف مخالفی « هیجان کاذب و موج غیرمعقولی»  ایجاد میکند . هر چیزی را میتوان در چنین فضایی سیاسی کرد.   براحتی  می توان از یک «آب پاشی» ، موج سیاسی ایجاد کرد  و محملی برای اعتراض ساخت . «خشک شدن یک دریاچه » در ارومیه  ،به راهپیمایی  و داد و فریاد می انجامد .هر کتاب رد شده در ممیزی ، دست به دست در اینترنت میگردد.  هر مشکلی را به پای سیاست و دولت می نویسند.  براحتی میتوان  با استفاده از یک موج سازی در انتخابات ، توجه مردم را جلب کرد. و خلاصه اینکه در جامعه ای که به جای پرورش« قدرت انتخاب و تحلیل» ، تنها به« پاستوریزه کردن اخبار و رسانه  ها » پرداخته شد ، نتیجه  آن این است که یک روزنامه نگارافغانی ، به تنهایی ،‌ حیثیت یکی از« پرکارمندترین » رسانه های دنیا را بر باد میدهد.

 

 

اما در فضای باز رسانه ای :

 

چند وقت پیش در مقاله ای میخواندم که در فضای باز رسانه ای  ، اتفاقی که می افتد این است که ، ابتدا مردم «گیج»  میشوند.  چرا که  هر کس تلاش دارد که با رنگ و لعاب دادن به فکر خودش ،مردم را به سمت خود جذب کند. نکته جالبی که بعد از «مرحله گیجی»  در مردم اتفاق می افتد، این است که کم کم نوعی حالت «رخوت و بی تفاوتی» نسبت به ظواهر تبلیغات در مردم  ایجاد میشود. مردم از هر کسی که  تلاش کند آنها راتحت تاثیر قرار دهد و یا چیزی رابه آنها بفروشد  با دیده « شک و تردید و بی تفاوتی» می نگرند. «هیجان کاذب »که هیچ ، هیچ نوع هیجانی در شنیدن حرفهای متضاد به چشم نمیخورد.

 

 تا اینجای قضیه به نظر منفی میرسد. « مردم گیج شده اند و بعد هم بی تفاوت»!  ولی در مرحله سوم ، و در نتیجه این روند ، مردم به مرحله « پرورش قدرت انتخاب و تحلیل »میرسند.  مردم چون ناچارند از انتخاب ، بنابراین «  باید »انتخاب کنند و همین مسئله در آنها« رشد و تجربه انتخاب کردن» را اعطا میکند.  حتی در ایران هم با بررسی روند شعارهای انتخاباتی ، خواهیم دید که بسیاری از شعارهایی که در یک دوره هیجان ویژه ایجاد میکرد ، در دوره بعد بی رنگ شده بود و انتخابها برای مردم اگر چه سخت تر ولی با « وسواس » بیشتری صورت میگرفت .   فضای رسانه ای باز ،  اگر چه مثل هر چیز دیگری در این عالم ،  بی هزینه  نیست ، ولی نتایج ماندگار و ثبات بخشی هم به همراه دارد.

 

 راه«  واکسینه کردن مردم » ، راه اندازی اینترنت پاک  ، فیلتر کردن هر سایت و وبلاگ ، بستن روزنامه و مجله  و عملیات «کماندویی رامبویی»  برای مبارزه با ماهواره نیست. اگر این حرف را بیست سال پیش میزدیم ، صرفا از لحاظ « نظری  » حرفی زده بودیم.  ولی بعد از آمارهای مختلفی که سازمانهای مختلف درون کشور از نتایج سیاستهای فرهنگی دو دهه گذشته داده اند ، میتوان به لحاظ « عملی و آماری » تقریبا  قاطعانه گفت که این مسیر  فعلی به ترکستان است. و  به نظر میرسد فقط « کبک ها » به این نتیجه نرسیده اند و خدا میداند که که این همه برف کی باید آب شود.

 

    راه رشد مردم ، در پاستوریزه کردن محیط نیست ، بلکه  در رشد و پرورش « قدرت انتخاب»  است. راه حق به جز اینکه « ذاتا انتخاب شدنی » است ، از طرف دیگر واقعا « ارزش و جذابیت»  انتخاب شدن را هم دارد. علاوه بر اینکه « لا اکراه فی الدین » به معنای ذاتی بودن انتخاب در حق است ،  در نهایت هم « هر سحری رسوای عصای موسی خواهد شد» ، و خیلی زشت است که کسی خود را « صاحب عصای موسی»  بداند و از قدرت عصای خود بی خبر باشد .«  خداو هر آنچه خدایی است»  ؛  « حق  و هر آنچه رنگ حق دارد » ،  هم انتخاب شدنی است و هم نهایتا انتخاب میشود.

 

اما  یک سوال :

 

    ممکن است کسی بگوید همانطور که ما نباید غذای مسموم سر سفره بگذاریم ، نباید اجازه دهیم اخبار و اندیشه های منحرف  در فضای جامعه مطرح شود. چرا که فکرو اندیشه مهمتر و تاثیر گذار تراست از غذا .   درباره این مقایسه چه باید گفت ؟

 

تابعد !

۹۰/۰۶/۱۸ موافقین ۱ مخالفین ۰
اسحاق رهنما

نظرات  (۱۷)

در مورد ماهواره موافق نیستم!
اما در مورد دیگر رسانه ها چرا!
اینم یه مثال دیگه از قماش اون مثالهایی که زدید:
http://davodabadi.persianblog.ir/post/420
سلام
واقعاً تحلیل زیبایی بود .

در ضمن خوشحالیم از اینکه زود به زود آپ می کنید .
ممنون !!
برخلاف یکی دو پست اخیر نوشته خوبی بود داری نویسنده می شی
شروع هیجانی پایان بخشی با سوال ؛صمیمی و بی تکلف بر خلاف یکی دو پست اخیر که گرفتار فلسفه بافی های روشنفکرانه هیچ کی نفهم شده بودی
همیش همین طوری بنویس  
این مطلبت رو برای یه سایت اصلاح  طلب بفرست حتما منتشر می کنن.
سلام حاجی خوبید ؟ چقدر پست زدید .هووووو

کل مقاله شما که خیلی هم جالب بود خلاصه می شه تو همون ایه معروف که الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه .گیجی برای انتخاب راه و بعد هم انتخاب!!!
وجواب سوال اخر شما هم باید جواب همین باشه . شاید یه بخشی هم از مقاله برگرده به این کلام امیرالمومنین در نهج البلاغه که مردم دشمن ان چیزند که نمی دانند . جو گیر شدن و احساسات کاذب نتیجه نداستنه و ندانستن هم نتیجه سانسورهای غلط  و بستگی های صداو سیما  و عدم شفاف سازی درسته
سلام!
چی شد؟چرا حذفش کردید؟!!
سلام علیکم. بعد از خوندن مطلبتون با خواهرم درباره ش کلی بحث کردیم.به نظر این بحث خیلی گسترده میاد و جوانب متعددی داره که باید بهشون توجه کرد.
اتفاقا چند وقت پیش هم که این قضیه محمود افغان!رو شنیدیم خیلی ناراحت شدیم که چرا مجری شبکه گفتگو رو ادامه نداد و ازش نخواست دلایلش رو بگه؟ اینطوری شاید نتیجه به نفع اونطرف تموم نمیشد.
شاید یکی از دلایل چنین عکس العملهایی عدم داشتن اطلاعات کافی و عدم توانایی و تمرین مدیریت بحران باشه(تازه اگه یه چنین اتفاقات معمولی رو بشه بحران نامید) متأسفانه مشکل بزرگی که مردم جامعه ما دارند اینه که هنوز قدرت تجزیه و تحلیل مسائل و تفکر صحیح رو ندارن.و تقریبا هیچ ارگانی هم زحمت آموزش این مهارت به افراد رو به خودش نمیده. بله. معلومه تو جامعه ای که اغلب مردم در اون قدرت تحلیل مسائل اطرافشونو ندارن نمیشه هرچیزی رو عنوان کرد. اون مقایسه ای هم که در انتهای مطلبتون در قالب سؤال مطرح کردید در واقع همینه. درسته،ذهن مردم ما مثل معده آدم میمونه که قدرت هضم هر چیزی رو نداره. ولی اگه معده ای قوی باشه، در مقابل غذاهای مسموم کمتر آسیب میبینه. (اگه هم در حد معده شترمرغ باشه که دیگه کلا قضیه حله!). بنابراین در شرایط کنونی جامعه نمیشه این تجویز رو کرد که هر چیزی اجازه مطرح شدن داشته باشه. البته تو محیطهای قابل کنترل مثل صدا و سیما به نظرم باید مطالب بدون سانسورعنوان بشه.
دررشرایط کنونی که حق و باطل اینقدر وحشتناک در هم آمیخته شدن، هیچ تضمینی وجود نداره که عرضه هر مطلبی باعث نشه مردم بیشتر از این راه رو گم کنن. حتی اگه جامعه هم به حد نسبتا خوبی از توانایی فوق رسیده باشه، بازم اجازه طرح هرگونه نظری و عقیده ای شاید هجوم حجم زیادی از تفکرات باطل رو به سمت جامعه در پی داشته باشه و انرژی بسیاری برای جواب دادن به این باطلها باید صرف بشه. شاید چنین شرایطی فقط تو جامعه ای که امام معصوم حاکمش هست و حق کاملا و بی پرده پدیدار شده، امکان پذیر باشه. شاید مراجعه به تاریخ و مقاطع هرچند کوتاه از تاریخ که در اون حاکم جامعه امام معصوم بوده،بتونه تو این زمینه دید بهتری بهمون بده.(بعضی از  فرمایشات تند امام خمینی هم در مورد انقلابی بودن،جالبه و شاید هم عجیب.)
نتیجه اینکه بنشر بنده بعضی جاها سانسور باید وجود داشته باشه. ولی مهم اینه که ملاک ما برای انتخاب مطالب مستحق سانسورشدن و نیز انتخاب اون حوزه ای که در اون بعضی مطالب باید سانسور بشه یا اجازه طرحشون داده نشه، درست باشه. متأسفانه بعضی سانسورهای کنونی ما حکم بستن سنگ و ول کردن سگ رو داره!
در پناه حق باشید.
سلام .
خوبید ؟
چرا پست تابستان آخر رو حذف کردید ؟!!!
دیشب با خانواده دور هم جمع بودیم ، اومدم پست تون رو بخونم ، دیدم پاکش کردید !! کلی دپرس شدم .... یه فکری به حال ما بکنید ، لطفاً بذاریدش ...
دوست نداشتم حرفی بزنم باهات قهرم اما به نظرم چون ما ایرانی ها گشنه تهاجم فرهنگی هستیم و چیزی وجود نداره ببلعیم با چت و را انداختن فیلتر شکن های قوی میخاییم سیراب شیم به خاطر این مسوولین میگن چون همه نمیتونند پلو کبک بخورند پس هیشکی دیگه هم نباید بخوره
در دراز مدت چه به لحاظ روان شناسی چه به لحاظ مسائل اجتماعی فرهنگی ضربه شدیدی خواهیم خورد
گذشت اون موقع ها شعور و تحلیل مردم حسابی بالا رفته مخصوصا بعد از انتخابات 88
بوسیدنت هم باشه برا بعد
بای
خدا خیرت بده
۲۹ آبان ۹۰ ، ۱۳:۴۸ امین راستگو
سلام
خوبید انشاء الله؟
خوب این بحثیه که خیلی گسترده است و همیشه هم موافقان و مخالفانی داشته است و اتفاقا همیشه هم مورد استفاده ی گروهی قرار گرفته است تا حرف های خود را بزند اما حرف دیگران را با جنجال رسانه ای به اسم آزادی محو کند.
با قسمتی از حرف هات موافقم. این که الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه.

اما توی روایات داریم که کسی که به حرف کسی گوش می کند(نه می شنود) عبد او شده است. ( به مضمون ) مساله این جاست که آیا باید پای هر حرفی نشست؟‌ آیا این جوری تمام عمر ما صرف شنیدن و پاسخ به شبهه ها نمی شود؟
آیا ...

به نظرم به این راحتی حکمی نمی شه صادر کرد.
سلام دوست عزیز
مسائل را ساده کرده اید در حالیکه نظام های غرب به خصوص امریکا تا مطمئن نشوند در موضوعای تسلط و تفوق رسانه ای و قدرتی با اونها اجازه ابراز وجود بدان نمی دهند اون را در نطفه خفه می کنند . برای مثال برای حضور در جنگ دوم خلیج فارس در ابتدا فقط چند رسانه محدود امریکایی با خرنگاران گزینش شده حضور داشتند بعد از اینکه مطمئن شدند پوشش رسانه ای با اونهاست دیگه ...
یا به خبرنگار واحد مرکزی خبر ایران هیچ گاه اجازه نمی دهند بیش از 25 کیلومتر از محدوده سازمان دور شود در مهد آزادی در حالیکه در همان زمان بیش از 40 خبرنگار امریکایی از اتاق کار رئیس جمهور ایران فیلم و گزارش تهیه می کنند.
یا کشتار مردم بسنی به شنیع ترین شکل ممکن برای پیشگیری از این امر بود که یکدست بودن و تسلط انها بر اوضاع خدشه وارد نشود یا عدنم اجازه فعالیت به احزاب کمونیست و ...
۲۹ آبان ۹۰ ، ۲۳:۰۷ جانباز از اصفهان
با سلام بر شما و دوستان انقلابی و دلسوز انقلاب

با مطلب مهم وقابل تأمل:

"هشدار به رئیس قوه قضاییه"

به روز می باشم. مطلب مهم و قابل تأمل می باشد حتما" مطالعه بفرمایید.
به نظر من دو نکته خیلی مهم در نوشته شما مغفول واقع شده است؛
اول اینکه تفاوت است بین عرضه آزادانه اندیشه و تفکر و تحلیل، با انتشار فریب و نیرنگ اما در ظاهری منطقی و متفکرانه.
در این زمینه استاد مطهری مثال زیبایی در یک از کتاب هایشان ارائه کرده اند به این مضمون که ایشان در باب «آزادی اندیشه و بیان» در نظام جمهوری اسلامی به مسئله ایجاد کرسی «مارکسیسم» در دانشکده الهیات دانشگاه تهران اشاره کرده و نوشته اند که از این موضوع استقبال می کنند اما با یک شرط و آن اینکه اساتید مدرس مارکسیسم نباید برای اثبات نظریه های این مکتب فکری به فریب و حیله رو آورده و مثلاً برای نشان دادن حقانیت این جریان، به آیات قرآن استناد کرده یا دست به مغالطه بزنند بلکه مارکسیسم را حقیقتاً آن چنان که هست و از قول مبدعان آن بدون هیچ نیرنگ و خدعه و بدون کمترین سانسور یا تغییر و اصلاح مبانی آن به دانشجویان عرضه کنند؛ ایشان در ادامه نوشته اند (نقل به مضمون) که تنها در این صورت است که می توان فعالیت فکری مارکسیستها بطور آزادانه را مجاز دانست و در غیر این صورت این طیف نباید اجازه انتشار افکارشان را در جمهوری اسلامی داشته باشند.
بنابراین مشاهده می کنید که انتشار آزادانه افکار و آراء مختلف در جامعه اسلامی تنها زمانی مجاز است که حقه و نیرنگی در کار نباشد و آنچه ارائه می شود واقعاً از جنس اندیشه و نظریه باشد نه فریب و حیله و الا در صورتی  که هر کس بتواند آزادانه افکار انحرافی خویش را با توسل به هزاران فریب و نیرنگ و در قالبی آراسته و بصورت ظاهراً موجه و مستدل به مردم عادی ـ که طبعاً فاقد بسیاری از ابزارهای لازم برای تشخیص حق از باطل در یک معجون آمیخته حق و باطل هستند ـ ارائه کند، گمراهی و انحراف جامعه نتیجه قهری آن خواهد بود. باید توجه داشته باشیم که تشخیص سره از ناسره در شرایطی که صحیح و غلط بصورت آمیخته با هم عرضه شود حتی برای بسیاری از اهل تمیز هم کاری بسیار دشوار است و درست به همین دلیل است که امام علی (ع) خطاب به جامعه مسلمین ـ یعنی عامه مردم ـ فرموده اند در فتنه ها (یعنی زمانی که حق و باطل در هم آمیخته می شوند) به بزرگان و اهل تقوا و تشخیص مراجعه کنید تا گمراه نشوید (نقل به مضمون).
نکته دوم این است که اگر شما مشاهده می کنید که دولت آمریکا در برخی از موارد اجازه انتشار آزادانه مطالبی را می دهد که بر خلاف سیاستهای اوست (هر چند در موارد بی شماری که خط قرمز سیاست های این دولت محسوب می شود، آزادی بیان به هیچ عنوان رعایت نشده و سانسور و بایکوت کامل رسانه ای حاکم خواهد شد) علت اصلی آن این است که جریان غالب رسانه ای در سراسر جهان (یا به اصطلاح غربی ها: Main Stream Media) کاملاً در خدمت سیاستهای استکبار جهانی قرار دارد و انتشار چند مطلب جزئی بر خلاف مواضع آنها (که البته با هزاران ترفند، قلب ماهیت شده و حتی گاه به ضد خودش تبدیل می شود) با توجه به انتشار دائمی و بی وقفه مواضع و اهداف آنها از این شبکه رسانه ای عظیم، ضرری متوجه منافع آنها نخواهد کرد و ذهنیت عمده مخاطبان این رسانه ها را دچار تحول خاصی نمی کند؛
اما ماجرا در مورد رسانه های جمهوری اسلامی کاملاً بر خلاف این روند است به طوری که صدا و سیمای ما در عرصه رسانه های دنیا در انزوا قرار دارد و مواضع آن فاقد چنین برد گسترده ای در افکار عمومی است لذا در عرصه این  رقابت نابرابر نمی تواند همچون شبکه های غربی، بدون هراس از عدم انحراف ذهنیات مخاطبانش از اهداف انقلاب اسلامی، اجازه انتشار هر مطلبی را بدهد.
۰۱ آذر ۹۰ ، ۰۲:۲۲ جانباز از اصفهان
با سلام بر شما و دوستان دلاورِ عرصه حراست از انقلاب

با مطلب بسیار مهم و قابل تأمل :

"باید در مقابل دست های سوء استفاده کننده از قدرت قوه قضاییه ایستاد"

به روز می باشند. مطالب مهم و قابل تأمل می باشد لذا دوستان دلسوز انقلاب حتما" مطالعه بفرمایند
سلام
کاملاٌ باهات موافقم. خیلی خیلی در این زمینه بد عمل می کنیم.
۰۸ آذر ۹۰ ، ۲۱:۰۸ هم دانشگاهی
تحلیل جامعی بود.صددرصد موافقم....
۲۱ آذر ۹۰ ، ۱۵:۰۴ دکتر حامد
الی بود.منم دقیقا همین حرفارو میگم اما کوگوش شنوا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">