مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

پذیرفتن یک " جهان مه آلود" ،
تواضع " ندانستن"،
هیجان " واهمه داشتن"،
انگیزه " شکافتن و دریافتن"،
و از همه مهمتر،
آرامش "لبخند زدن" به رگهای برآمده گردن فال گیران کنار جاده را
"کم کم" هدیه می کند.


آخرین مطالب

گاهی فقط باید

پنجشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۰، ۱۲:۰۰ ب.ظ

  

       امروز هر کسی که صفحه یاهو را باز میکرد ، با یک تیتر خبری جذاب  روبرو میشد که  در صدر اخبار آن بود، تیتری که در گوگل از 85 منبع دیگر هم یافت میشد . (  + ) ، ( +  ) .   این که  : " ایران نمایش نیم تنه برهنه مردان  و داستانهای عشقی مهیج را از  تلویزیون منع کرده  است " .


     دراینجا قرار نیست که نقدی بر این قانون داشته باشیم  . بلکه  هدف ذکر یک نکته است ؛ نکته ای که هوش کمی برای درک آن لازم است. هوشی در حد ... !

 

     هر کسی که کمتر خبری از کشورهای عربی داشته باشد ، مطلع است  که امروز بین اسلام گراها در کشورهای تونس و مصر اختلافی است مبنی برالگو گیری از ترکیه  و نه حرکت در مسیر الگوی  ایران .  و حقیقت این است که امروز حزب عدالت و توسعه ترکیه  ، نفوذ فراوانی در بین اسلام گراهای این دو کشور یافته است. اردوغان در مصر ، پیشنهاد قانون اساسی سکولار میدهد ، و در همین زمان   چنین خبری از ایران به عرصه رسانه ها پرتاب میشود .  در شیطنتی که پشت پوشش خبری گسترده چنین اخباری از ایران از طرف رسانه های کشورهای غربی است ، البته نباید شک کرد ؛ ولی در سلیقه و بینش کسانی که زمینه ساز اعلام تقریبا رسمی  چنین قوانینی میشوند ، قطعا باید شک کرد .


    « منفی کردن  نگرش  »یک فرد نسبت به یک اندیشه ، و ایجاد ذهنیت منفی و پیش فرض های تحقیر آمیز ، «بزرگترین سدی »است که جلوی نفوذ آن اندیشه  را میگیرد. «تمسخر و تحقیر »، درنگاه روانشناسان، آخرین تیر خلاص بر پیکره یک رابطه است. تصور کنید که شما یک عرب باشید و امروز با چنین خبری از ایران مواجه شوید ؛  در مورد ایران چه فکری خواهید کرد ؟

 

    نمود بیرونی ایران ، از چند طرف در حال تخریب است. یکی از مهمترین عوامل تخریب ، ایرانی هایی هستند  که از ایران مهاجرت میکنند. اغلب ناراضی و منتقد. (به یاد دارم زمانی که رئیس جمهور ایران در نیویورک سخنرانی میکرد ، در سایتهای خبری ، بسیاری از نظرهای موافق از طرف غیر ایرانی ها بود و بسیاری از توهین ها از طرف ایرانی ها) . دومین عامل تخریب ، رسانه های کشورهای مخالف ایران است ،  که حقیقتا با هماهنگی خاصی ،  چنین اخباری را بزرگ نمایی میکنند. ولی   در هر حال ، باید انصاف داد که " مسئله غضنفر ها " ، در هر دو طرف  این معادله موثر است. چه در ناراضی کردن ایرانی های مهاجر و چه در خوراک رسانی به  رسانه های معاند.   باید انصاف داد که    گاهی  واقعا مارادونا کاره ای نیست  و فقط باید غضنفر ها را گرفت .


     آنتونی گیدنز  { چند سال قبل از انقلابهای عربی } در کتاب جامعه شناسی خود میگوید  ،  کسانی مخالف  امکان وجود خیزش های اسلامی در آینده هستند زیرا "  درمواردی که بنیادگرایی اسلامی به موفقیت رسیده ، مثل ایران ، نتوانسته سرمشق پویا و جذابی برای سایر کشورها ودولت ها باشد  " (815ص )  . البته  خود گیدنز پیش بینی میکند که ما باز هم خیزش های اسلامی خواهیم داشت و پیش بینی او هم  درست از آب درآمد . ولی امروز مسئله این است ؛ " چه کسی به این حرکتها جهت خواهد داد ؟"


 و بالاخره یک سوال  :


 "  اولویت های امروز کشور چیست ؟  " 

این سوالی است که چندان هوشی برای درک  اهمیت آن لازم نیست  ؛   هوشی در حد ... !

 

۹۰/۰۶/۲۴ موافقین ۱ مخالفین ۰
اسحاق رهنما

نظرات  (۸)

سلام و ادب
هرچند بعضی قسمتهاش برام مبهم بود (احتمالا اون اندازه هوش در حد ... رو هم ندارم!) ولی وقتی خوندمش، یاد حرف یه عزیزی افتادم که میفرمود: این دین جه خاکی تو سر خودش بریزه از جهالت ما آدمها؟! چقدر گاهی آدم احساس جهالت میکنه و چه دردآوره این حس.بعضی وقتا با خودم میگم سختتر از این درد، درد دیگه ای هم هست؟ نمیدونم اون دنیا چطور میخوایم جواب این جهالتی رو که بواسطه ش معلوم نیست چند نفر رو از دین و زیباییهاش روندیم و متنفر کردیم بدیم!!!
یامهدی!
نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی/ سینه مشروح تویی بر در اسرار مرا
امیدوارم روزی سر از خواب جهالت برنداریم که دیگه دیر شده باشه
شما چه اصرار داری از ما الگو بگیرن همون از ترکیه یا مالزی الگو بگیرن بهتره .
موج سواری ایرانیا حرف نداره نترس
به نام خدا؛ سلام؛ پرسش شما در رابطه با اولویت های یک کشور یک سوال همچون سوالات بیشمار دیگر است که بی پاسخ می ماند. بی گمان وقتی به نظام هنجاری و ریشه های فکری مسلط بر نظام های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی کشور می اندیشید، به یک نکته یا کشف منزجر کننده پی می برید و آن این است که همه، اعم از حاکم و محکوم، در پی همسانی و همشکلی ، تمامی وجوه زندگی و حتی افراد هستند. حاکمان بهتر می توانند بر آدمهای شبیه به هم حکم برانند و مردم نیز به واسطه ذهنیت ساده و خامشان، ترجیح می دهند در یک دنیای ساده و کم تفاوت زندگی کنند. بهتر است بگوییم به واسطه فرایند احضار ایدئولوژیک مردم نیز به این باور رسیده اند که همسانی و همشکلی خوب تر است.
حال برگریدم به سوال شما: در این جا اولیت همشکل کردن اندیشه ها، ارزش ها، باورها، و حتی لباس و پوشش و رای مردم است. راستش را بخواهی گاهی که به شعایر دینی فکر می کنم، تصور می کنم همین نظام احضار و همشکلی در انجا هم مشغول به کار است. مثلا همه مان در یه وقت و به یک شکل خاص، مناسکی را در مکان های مشابه انجام می دهیم. صرافا برای این که هم شکل باشیم.
بنابراین خبری که نقل نمودین و قوانینی که در این راستا تدوین می شوند جزو اولیت های یک نظام سیاسی اجتماعی ایدئولوژیک محسوب می شوند که جای تعجب ندارد. بلکه بسیار طبیعی و به حق است.
چقدر زیبا جناب نقد حال، بوسیله یه شبیه سازی با جامعه ما، دین رو زیر سؤال بردند! با این تفاوت که در بحث دین، حاکم خداست.
ولی این کلمه "صرفا" تو پاراگراف آخر رو متوجه نشدم. فکر کنم ایشون هم علاقه زیادی به همسان و همشکل کردن مردم (حتی در حد فکر و نیت اونها) دارند. بنده یادم نمیاد شعائر دینی رو "صرفا" به خاطر همسان شدن با بقیه انجام داده باشم. و فکر نمیکنم خدا هم "صرفا" چنین هدفی داشته باشه. (البته اگه اعتقادی به وجود ادیان الهی و یا بهتر بگم الهی بودن دین اسلام داشته باشیم)
۰۵ آذر ۹۰ ، ۲۱:۳۳ سحر خانوم
میبینم که تو این وبلاگ، سیاسی هم مینویسید. این مطلب رو خوندم و تا حدودی قبولش دارم. اما نوشته های عرفانی و عاشقانه تون رو ترجیح میدم.
کاش بجای( گاهی فقط باید  " ......." را گرفت !)یه چی دیگه میزدی. درسته دوزاری زود میفته . اما به چه قیمتی.
سلام
شما اندیشه ی بارور وروشنی دارید خدا نه به بلای نیمه روشنفکری گرفتارتان کند ونه به سجاده اب کشی های مزورانه مبتلا
مستدام باشید وروشن

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">