مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

پذیرفتن یک " جهان مه آلود" ،
تواضع " ندانستن"،
هیجان " واهمه داشتن"،
انگیزه " شکافتن و دریافتن"،
و از همه مهمتر،
آرامش "لبخند زدن" به رگهای برآمده گردن فال گیران کنار جاده را
"کم کم" هدیه می کند.


آخرین مطالب

آب و فاضلاب !

يكشنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۰، ۱۲:۰۰ ب.ظ

 

   « زندگی در حیرت»   سلوک دلنشینی است.


   « حیرت وشک »  تفاوتشان مثل « آب و فاضلاب» است ؛  اگر چه هر دو جمود و کسالت   «سنگ بودن »  را ندارند ،‌ ولی « زلالی و رایحه » آنها قابل مقایسه نیست. 


  « شکاک » بازی میکند و « متحیر »  تماشا . « شکاک » به بازی میگیرد و بازیچه میشود ؛   « متحیر » لذت می برد از بازیهای کودکانه دیگران. «شکاک » چشمنانش را می بندد ؛ «متحیر» عینک میزند. «شکاک»غر میزند  ،انکار میکند ، طفره میرود ، لگد پرانی میکند  و بهانه میگیرد ؛ «متحیر» سر تکان میدهد ، نه می پذیرد و نه انکار میکند  ، مزه مزه میکند ، نه میبلعد و نه تف میکند ، طفره نمیرود ،بهانه نمیگیرد  ، فقط خیره میشود. «شکاک» خود معلق میشود  ؛ «متحیر» همه چیز را معلق میکند ، فاصله میگیرد و خوب نگاه میکند.


   تحیر با   «عصمت و اشک »  هم نشین است و شک با « نیشخند و قهقه های نمایشی  ».  شکاک بر سر میدانی نشسته و از بن بستها می نالد ؛ متحیر   « بقچه سفر بر بدوش »  محو پروانه های رقصان کنار جاده « مالرویی » است که پر از  بوی « صداقت »است. که " کونوا مع الصادقین " .


    انسانها متحیر زاده میشوند و شکاک می میرند.  « شک » ،‌همان حیرت عصمت زدایی شده است ، حیرت بی صداقت ، حیرت بی تواضع. " اننا سمعنا منادیا  "،‌  میتواند وصف حال متحیر باشد  ،

و در همان حال ، سر وصدای شکاک  هم  « خود »  و هم  « عالمی  »را کر کرده  که  فرمود : « بل هم فی شک یلعبون » .


 " شک و حیرت و جمود  "،‌ سه سبک زندگی است.  اما اگر «زلالی آب» به چنگ نیاید ، احتمالا فاضلاب بودن به چون «سنگ»  زیستن  ،‌شرف دارد  ،‌  که فاضلاب ها گاهی «راه دریا» می یابند ، ولی سنگ بودن و در جمود زیستن ،‌ جز به «انتظار زلزله ماندن » ،‌از او نیاید.



مطالب مرتبط :


     انا لله و انا ...

۹۰/۰۶/۲۷ موافقین ۱ مخالفین ۰
اسحاق رهنما

نظرات  (۱۲)

gg
خیلییییییییییییییییی زیبا بود. همه مطالبی که تا الان نوشته بودید، زیبا بودند. ولی این اصلا یه چیز دیگه بود. خیلی لذت بردیم. واقعا بنده رو به حیرت واداشت!
ممنون از نگارش زیبای آفرینشهای ذهنتون...

پ.ن: یاد یه شعر زیبا از جناب مولوی افتادم
در بهاران کی شود سرسبز سنگ؟    خاک شو تا گل بروید رنگ رنگ
سالها چون سنگ بودی دلخراش         آزمون را یک زمانی خاک باش

در پناه حق باشید. یاعلی...
   انسانها متحیر زاده میشوند و شکاک می میرند.  « شک » ،‌همان حیرت عصمت زدایی شده است ، حیرت بی صداقت ، حیرت بی تواضع.
این قسمت برگزیده ی من از این متنه.
بگویید ببینم حیرت عصمت زدایی شده می شود شک، حیرت پیر و خسته و ملول از یک عمر حیرت چه می شود؟ انسان ها متحیر زاده می شوند و چه بر سرشان می آید؟ چه می شود اگر حیرت و صداقت و عصمت را با هم تا انتها داشته باشند چه می شود؟ نتوانستم تواضع را هم هنوز برایش قایل شوم. حیرت خسته و ملول احتمالن تواضعش را از دست داده و کمی عاصی ست.
آنچه که در نظر دارم نه آب و نه فاضلاب که شاید مردآب باشد. راه به هیچ جا هم نمی برد. می برد؟ خسته و وامانده ست. وامانده و خسته.
حرفی برای گفتن ندارم !!...
واقعاً زیبا بود ...
سلام میشه اجازه بفرمایید من این مطلب را بنام خودتان  و با همین لینک در فروم باشگاه مهندسان بیاورم.
اخه اونجا شکاک زیاد داره
خیلی قشنگ گفته بودید.
ییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه حاحاحاحا بازم رفتی فکر کردی

"رب زدنی فیک تحیرا "

از مناجات پیامبر(ص)
فرق است بین دو حیرت، حیرت عارف و حیرت عاقل.
حیرت عارف، دگرگونی دل در تنوع حقیقت در صور مختلف آن است که ادراک ثبات در تنوع و تنوع در ثبات است
اما حیرت دیگر، مرتبۀ ناقص سرگشتگی در حقیقتی است که منحصر در چارچوب مفاهیم ساخته و پرداخته خود است.
سلام

برادر مثل اینکه چشمتون زدیم ، چرا بروز نمی کنید ، مردیم بس که سر زدیم و ...
پاسخ:
گرفتار درسیم. شرمنده.
حاج اسحاق من مبنای این مقایسه رو نفهمیدم. یعنی اصلاً نفهمیدم تو شک به چی می گی و حیرت به چی. این بار منفی ای که تو به شک دادی، ظاهراً توی طبیعت شک نیست و قراردادیه. منظورم اینه که خیلیا از جمله من شک رو چیز بدی نمی دونیم. من تا حالا بین این دو مفهوم مقایسه نکرده بودم، ولی الآن که فکر می کنم، به نظرم میاد شک میتونه وضعیت آدم، یه مرحله قبل از حیرت باشه. یعنی تو اول به یه چیزایی شک می کنی و بعد انقدر موارد مشکوک و مبهم برات زیاد می شه که حیرت زده می شی.
کاش منظورتو بیشتر توضیح می دادی.
پاسخ:
این مطلب آخر به افتخار سوال تو ...!
سلام
چند سالی شما را میشناختم .البته از طریق صداتون که در غفلت و رکود شهرم گاه تلنگری بود بر خواب خرگوشی ام. حالا هم  صدای ذهن جست جو گر و  نگاه تحلیل گر شما تلنگری است تا نه فقط ببینم بلکه تامل و درنگی در مواجهه با ساده ترین اتفاقات و زندگی روتین داشته باشم. چه خوبه گاه برگردیم وببینیم  .تابلویی را که ترسیم کردیم بر طبیعت .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">