مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

پذیرفتن یک " جهان مه آلود" ،
تواضع " ندانستن"،
هیجان " واهمه داشتن"،
انگیزه " شکافتن و دریافتن"،
و از همه مهمتر،
آرامش "لبخند زدن" به رگهای برآمده گردن فال گیران کنار جاده را
"کم کم" هدیه می کند.


آخرین مطالب

شک وحیرت !

چهارشنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۰، ۱۲:۰۰ ب.ظ

توضیحی بر مطلب آب و فاضلاب  :


حیرت وصف احوال یک « عاشق »است.  «عاشق » تماما متحیراست. همیشه و همه جا.  بی معشوق یا با معشوق .


« شک » حالت  یک ناظر است. ناظری بیرونی.  ناظری که نه بی خیال عشق دیگران میتواند بشود و نه ظرفیت و همت  عاشق شدن دارد.


و اما این وسط « سنگها » ،

بی خبرند از عشق دیگران و بی حوصله اند برای بازی های شکاکانه .

 

 اگر در این عالم « حقی » باشد ، باید به عدالت ، « امکان درک » آن تقسیم شده باشد .    و این وسط «عشق»  تنها امکان عادلانه هستی است.

 

 

 

۹۰/۰۷/۱۳ موافقین ۰ مخالفین ۰
اسحاق رهنما

نظرات  (۱۲)

...و من در شَکم. شکی که میسوزد و میسوزد و ذره ذره هستی ام را به باد میدهد. و سوزاننده تر از آن،‌نیافتن دستی است که بتوانی - در این میانه راهِ سوختن- به آن پناه ببری برای تکیه کردن و از میان آتش برخاستن. چه آتشی است آتش حسرت!
گاه می اندیشم که حقیقت چقدر برای چشمان من خسّت به خرج میدهد.
کاش باطل هم دستان بخشش خود را به رویم میبست...
کاش فقط من بودم و او بود و عشق...
مِی خواهم و معشوق و زمینی و زمانی/ کو باشد و من باشم و اغیار نباشد
کاش روزی حیرت وار، در هوای او روح خود را به رقص در می آوردیم و زمزمه میکردیم این نوای عاشقانه را که:
مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت/ خرابم میکند هر دم فریب چشم جادویت...
اگر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی/ برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت
سلام.

حسابی خسته نباشید !!!

عیدتون مبارک
من هم یه سطر به افتخار تو نوشته م. سر بزن.
سلام برادر !
کجایید ؟!!!!
«عاشق » تماما متحیراست. همیشه و همه جا.  بی معشوق یا با معشوق .
*   *    *
عاشق قائم به خود نیست که بی‌معشوق هم باشد، سوای از حیرانی و جز آن.
ـــــــــــــــــــ
و اما این وسط « سنگها »، بی خبرند از عشق دیگران و بی حوصله اند برای بازی های شکاکانه .
*    *    *
سنگ‌ها، اما، بی‌خبر از عشق نیستند،‌ خبیرتر از هر باخبری بودند که از پذیرش بار عشق سر باز زدند.
سنگ‌ها ملامتی هستند،‌خواستند سخت جلوه کنند که کسی به عاشقی متهم‌شان نکند؛ اما درونشان جوششی است. نمونه‌اش اشک‌هایی است که می‌ریزند و شما «چشمه» می‌خوانیدشان.
سنگ را سنگ مبین.
؟؟؟؟
چرا آپ نمیکنید پس؟! مردیم از بی نظری!
هربار این صفحه وبلاگتونو باز کردیم، آب و فاضلاب اومد جلو چشممون، میترسم اگه ادامه پیدا کنه از فاضلاب بودن بگذرم و به مرتبه سنگ بودن افول پیدا کنم!
یاعلی
فرشته نجات...
پس درست حدس زدم.
سلام علیکم!
جانا سخن از زبان ما می گویی ( منظورم قسمت شکش بود!)
۰۵ آذر ۹۰ ، ۲۰:۴۰ سحر خانوم
هر سه مطلب مرتبط رو خوندم. توصیفتون فوق العاده بود.
توجه :این نظر مر بوط به بحث دینداری، حجاب، زبان زور و هندوانه است
به این دلیل در این قسمت  زمان زیادی از اون گذشته بود

« برهنگی » پدیده ای است که به زور «تبلیغات وسنت سازی » به فرهنگ بشریت تزریق شده است
دراین جمله مفاهیم زیادی نهفته است چون الان وقت ندارم یکیش که از نظر من خیلی مهم است بیان می کنم
به نظر بنده همه مسائلی که شمادر این  متن گفتیدونگفتید بر میگرد به نوع نگاه همه (بخصوص مسولین ومذهبیها  که بنده خودم از جنس دومی هستم ).
به این مسئله که همه چیز داره زوری اتفاق میفته ومبین این مسئله هم اینه که حتی شما که این بحث را دارید نقد میکنید که حجاب ومسائل فرهنگی وحتی مذهبی زوری نمیشه (اگه اشتبا فهمیدم لطفا جواب بدین ) باز برای طرف  مقابل(فرهنگ بی فرهنگی برهنگی ) از کلمه زور استفاده  میکنید .تازمانی که این تفکر در ما وجود داشته باشه معلومه ماهم برای مقابله تنها چیزی که به فکرمون میرسه ابزار زوره .
ولی بر خلاف شما من فکر میکنم برهنگی بازور وارد نشده واین قسمت باشما موافقم که بازور هم از بین نخواهد رفت .
همانطور که در طول تاریخ به زور خواستند که فرهنگ حجاب وبالاتر از آن تشیع را از ما بگیرند ونتوانستند
ظاهرا شما تبلیغات را هم نوعی زور در نظر گرفته اید بنابراین بایدرسالت انبیا راهم نوعی زور واجبار دانست .
این همون دیده ای که من میگم کلا اشتباه است وباید گفت که غرب در ترویج فرهنگ خود از ما مسلمان تر است واین کار را با آگاهی بخشیدن(که اصل واساس رسالت میباشد) هر چند کاذب به جوامع وارد میکند
وتنها راه ما هم برای مقابله همین است ولازمه این کار هم ابتدا آگاهی ودانش کامل مبلغان (آیت ا..وحجت الاسلام هاو...)که در اصل وظیفه رسالت راه بر عهده دارن میباشد

۱۷ آذر ۹۰ ، ۱۶:۴۸ مزاحم همیشگی
سلام حاجی عزاداریاتون قبول.خدا خیرتون بده من خیلی دوستتون دارم همیشه از وبلاگتون دیدن میکنم.موفق باشید امیدوارم اربعین هم دانشگاه باشید بازم مزاحم میشم فعلا خداحافظ
جون دتیمو هر چه خوندمش نفهمس چه گتی
انگار امداد ریاضی بگو !!!!!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">