مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

پذیرفتن یک " جهان مه آلود" ،
تواضع " ندانستن"،
هیجان " واهمه داشتن"،
انگیزه " شکافتن و دریافتن"،
و از همه مهمتر،
آرامش "لبخند زدن" به رگهای برآمده گردن فال گیران کنار جاده را
"کم کم" هدیه می کند.


آخرین مطالب

انسان جنینی !

شنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۱، ۱۲:۰۰ ب.ظ

به خیالم آمده کتابی بنویسم از حکایت "کوچک شدنم ". انسان جنینی  ،‌ عالمی کوچک دارد و بنابراین خود  "بزرگترین " است! او مرکز هستی وتاریخ است. او معیار است. و وای به روزی که تکلیف احساس کند که " همه باید جنین باشند " ! 

 

سال گذشته سال کوچکتر شدن ما بود. دراین بزرگتر شدن رحم اندیشه ها ،‌دو چیز بسیار موثر بود . یکی کتاب و یکی سفر! به خیالم آمده کتابی بنویسم از حکایت کوچک شدنم با کتاب و سفر!

 

سفر به هند ، نه بزرگتر شدن تدریجی رحم حماقتها و تنگ نظریها ،‌ که خود زایمانیست! هند عجیب است . انسان در هند دوباره کودکی می شود که به همه چیز با حیرت می نگرد. به خیالم آمده کتابی بنویسم از حکایت کوچک شدنم در هند.

  این خاطره ای است که از هند برای تعدادی از دوستان فرستادم :

 

 "جای کسی در هند خالی نیست. اینقدر شلوغ هست که ما هم اضافی هستیم. حضور در یک محیط دانشگاهی پر نشاط  و مکالمه با دانشجویان هندی خاطره خوشی بود. هر بار که سوار آسانسور شدیم چند دوست پیدا کردیم. از جمله مهربان ترین و خوش برخورد ترین و متواضع ترین جنبندگان زمین در هند زیست می کنند.

بی خود ما رو از غذای هندی ترسونده بودند. اینکه تند و غیر قابل خوردن هستند.  این شبها بسیار غصه داریم که چطور این فرهنگ متنوع غذایی رو رها کنیم و به غذاهای تکراری و بی ادویه ایران برگردیم. هر وعده غذایی در هندچند غذای متفاوت و جدید داشت . به میزان کم ولی با مزه کاملا گیرا. هند در همه چیز متنوع است. در همه چیز نوعی قدرت انتخاب وجود دارد. از دین گرفته تا نوع پخت برنج.  البته ادویه تند هندی باعث شد که تعدادی از دوستان زیاد به دستشویی رفت وآمد کنند  و مدت بیشتری اونجا بمونن و بعد از بیرون اومدن ، کمی گشاد گشاد راه برن. همین باعث شد که گروه به فکر غذای ایرانی باشه. ولی  غذای ایرانی هم بی ادویه تند نبود. به جرات میشه گفت که تنها آب معدنی در هند بی ادویه است. هند کشور انتخاب است. ولی نه در انتخاب غذای بدون ادویه.

 

 

کنار ساحل بمبئی با تعدادی از اعضای سفر درحال قدم زدن  بودیم که متوجه چراغانی یک محوطه باز ، نزدیک ساحل شدیم. یک مراسم عروسی بود. با دربون صحبت کردیم و اجازه ورود به مراسم رو گرفتیم. و به همین سادگی  یک تجربه کاملا غیر منتظره و متفاوت و به یاد موندنی برای ما رقم خورد. یک مراسم بسیار سنگین و باوقار. بسیار متفاوت از عروسی های کشور اسلامی ایران.  انگار که مراسم تاج گذاری شاهان بریتانیا بود. جلوی درچند خانم با لباس های محلی ساری با رنگهای شاد ، به سر ورود کنندگان گل می ریختند. با ورود به سرسرای مراسم ، با محیطی پر از گل و رنگ و نور مواجه شدیم. شاید هزینه تزیین مراسم به تنهایی به اندازه یک عروسی متوسط به بالای ایرانی بود. در کشوری که از ساعت ده شب صدها نفر در یک ایستگاه قطار جابرای خواب رزرو می کنند و به قولی اگر آب در جدول های کنار خیابان رها کنند میلیونها نفر می میرند، دیدن یک عروسی با چنین جلال و جبروتی  یک تجربه منحصر به فرد بود. همزیستی طبقات و ادیان مختلف در هند خیره کننده است. تعداد خادمان مراسم کمی کمتر از شرکت کنندگان و مهمانان مراسم بود. شاید بیش از صد آشپز با دهها نوع غذای هندی و چینی و اروپایی مشغول پذیرایی بودند.... اینطور که شنیدم کمترین هزینه یک ازدواج در هند ، حدود 500 هزار روپیه یا حدود  23 میلیون تومان خودمونه.  البته ساده ترین عروسی نه این عروسی شاهانه.

 

عروسی در هند چند مرحله داره که ما در مرحله آخر اون که یک مراسم رسپشن است شرکت کردیم. همه چیز رنگی بود. ولی هیچ چیز سبک و سطحی نبود. خبری از موسیقی های سبک و رقص و آرایشهای تند نبود. همه چیز آرام و شاهانه . مهمونها یکی یکی و چند تا چند تا با عروس ودوماد روی سن می رفتند و روبوسی می کردند  و تبریک می گفتند  و درنهایت عکس می گرفتند.  لباس های عروس و داماد محلی بود. عجیبه که هند با این سابقه طولانی استعمارانگلیس و با این که تمام دانشگاههای هند به زبان انگلیسی تدریس می کنند ،‌ولی لباس های عروس و داماد محلی مانده ولی در ایران این طور نیست و عروس و داماد ها با اینکه انگلیسی حرف نمی زنند ولی لباس شب عروسیشان غربی است.

 

صحنه بسیار دیدنی ای بود که چند نفر ایرانی 4- مرد ریشو  و 4 زن محجبه - رفتند روی سن و محکم به عروس ودوماد تبریک گفتند. داماد کاملا شکه شده بود. ولی اینقدر ما محکم و با هیجان تبریک می گفتیم  که کاملا از رو رفت. "


 آنچه که بیش از همه در هند تکان دهنده بود ،‌تنوع بود. تنوع و تنوع درهمه چیز. جمعیت زیاد و سطح زندگی بسیار پایین بخش اعظم این مردم ، با لذت زندگی در تنوع کاملا رنگ باخته و انگار همه راضی بودند. این تجربه ای بود که ارزش دارد  درباره آن نوشت. اینکه کوچک بودن در دنیایی بزرگ ،‌ بهتر است از" توهم بزرگ بودن " در رحمی کوچک!

 


 

 

 

۹۱/۰۳/۲۷ موافقین ۰ مخالفین ۰
اسحاق رهنما

نظرات  (۱۸)

حیف چرا لاف میزنی فقط بنویس دیگهههههههههههههه کاتابو میگم
۰۶ تیر ۹۱ ، ۱۷:۴۶ سید محمد انجوی نژاد
اینکه کوچک بودن در دنیایی بزرگ ،‌ بهتر است از" توهم بزرگ بودن " در رحمی کوچک!

ایولله ...... تقبل الله
۰۷ تیر ۹۱ ، ۲۳:۳۱ سید محمد انجوی نژاد
فداااااااااااااااات
۰۸ تیر ۹۱ ، ۰۳:۵۳ سعید کدومش به تو چه
هـــــــنــــــــــد
سرزمین انـــــــتخاب
حاجــــــی خیلِـــــــــــــی تیکه بارمــــــــون میکنی هان
زشــــــــته
آدم نبایـــــــد به گذشتش لگد بــــزنه
ناراحت میشــــــه زیــــــر پاتو خالــــــِ میکنـــــه هان
اومدی یاســــــــوج یه ندا بده بچـــــه های دبیــــــرستان دور هم جمـــــع بشـــــــیم
دلم واست تنگ شـــــــده
راستی این کشیدن حروف هم جالبه هان تازه یاد گرفتم خوبه نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
۱۳ تیر ۹۱ ، ۰۲:۰۱ ناله‌های یک درخت
سلام
با بند یکی به آخر خندیدیم..
چقدر همه نمی نویسند...
آنهایی هم که می نویسند، انگار به زور می نویسند...
روی این وبلاگ ها گرد مرده پاشیده اند...
سلام برادر ایام فاطمیه رو دو در می کنی میری هند اونم عروسی باریک الله مداح پرورش دادیم!!!کجایی شنیدیم قدرم نیستی بعد هند کجا ایشالا ؟یه هو لاست وگاس سر در نیاری!!! ای برادر نگفتی عده ای به نوای یا ایها العزیز عادت کردن! ای رسمشه برو توبه کن ماه رمضونی که دل عده ای رو شکوندی حسابی .حالا ای جنین و زایمان و بزرگ شدن آدم کوچیک و کوچیک شدن آدم بزرگ برا ما که سوز محرم نمیشه !شب قدر نیستین محرم هستین که ایشالا؟
۰۱ مرداد ۹۱ ، ۱۶:۵۴ یه شیرازی دیگه
سلام مداح بی معرفت!یه عمری با نوای ارباب گفتنت ما رو مستفیض کردی میخوام بدونم انصافا چه جور دلت اومد هیأت رو ول کنی بری هند حیف بی لیاقتی بیداد میکنه!!!چیکار کردی خدا لیاقت رو ازت گرفت بگو درس عبرتی شود برای سایرین بلکه ما به بی لیاقتی دچار نشیم.
۱۹ مرداد ۹۱ ، ۱۵:۴۹ یه دوست قدیمی
سلام .اسحاق عزیز می بینم داری بزرگ میشی .میدونی ما با اونچه باید باشیم خیلی فاصله داریم چون هرگز خودمون فکر نکردیم تا به چیزی برسیم بلکه یه عده دیگه فکر کردن که مارو به اون چیزی که مخوان برسونن
مردیم از بس سر زدیم و... به روز نشد
انسان جنینی،کوچک شونده تعبیرهای بسیار زیبا و در خوری بود درگیرش شدم.یاد حسین پناهی افتادم و همچنین فیلم بنجامین باتن
به عنوان یکی از همسفرای هند باید بگم هند زیبا بود و توصیفات شما نیز هم

تعبیراتون از انسان جنینی و کوچک شونده بسیار زیبا بود و به حق.یاد نوشته های حسین پناهی افتادم ساده ولی در عین حال پیچیده
به عنوان یکی از همسفرای هند باید بگم هند واقعا زیبا بود و توصیفات شما نیز هم...من هم موافقم که جای هیچکس در هند خالی نیست
امیدوارم واقعا حکایت کوچک شدنم چاپ بشه
باز هم جمله آخر فوق العاده بود.
پ خو قوت ننوشتیی د
۲۵ آبان ۹۱ ، ۱۶:۳۱ بچه های دانشگاه شیراز
سلام برادر خیلی بی معرفتی امسال حسابی دربدر شدیم خدا رو خوش میاد محرم اینطوری بذاری بری جماعتی بمونن بدون مداح!!!!!!!!!!!!
بهمون میگن اخلاص داشته باشید حله داریم سعیمون رو میکنیم ولی از بی معرفتی شما چیزی کم نمیشه تو رو خدا اربعین بیا
البته کی مرده کی زنده ولی سعی خودت رو بکن. شایدم دیگه وبلاگ به روز نمیکنید بهش سرم نمیزنید ولی ما امیدواریم
بچه ی بد!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کجایی حاج اسحاق ؟ نگران شدیم. لا اقل اعلام حیات کن برادر
۱۰ آذر ۹۱ ، ۱۲:۴۴ ...............................................
خوبین شما ؟
کجایین ؟
دل بچه های کانون واسه نوای گرمتون تنگ شده !
التماااااااااس دعا !
هرجا هستید موفق و سربلند باشید
"کوچک بودن در دنیایی بزرگ ،‌ بهتر است از" توهم بزرگ بودن " در رحمی کوچک"
خیلی پر مغز بود ، خوشمان آمد ، طیب الله انفاسکم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">