مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

پذیرفتن یک " جهان مه آلود" ،
تواضع " ندانستن"،
هیجان " واهمه داشتن"،
انگیزه " شکافتن و دریافتن"،
و از همه مهمتر،
آرامش "لبخند زدن" به رگهای برآمده گردن فال گیران کنار جاده را
"کم کم" هدیه می کند.


آخرین مطالب

آزادی دکّه در آلمان !

يكشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۱، ۱۲:۰۰ ب.ظ

یه خانم مسنی توی ایستگاه قطار فرانکفورت،  یه سری پوستر و اطلاعیه در مورد جنگ و فشار اقتصادی بر علیه  ایران و سوریه پخش می کرد. این پیرزن توی سرمای فوق العاده، با حوصله می خواست توضیح بده که آمریکا با القاعده و عربستان و دیگران  همکاری داره و بمب ایران رو بهانه کرده  برای اهداف دیگر و بمب اصلی سیستم مالی فاسد اونهاست و نه ایران  و از این قبیل حرفا. مردم معمولا می گذشتن و گوش نمی دادن.  انگار در هر جامعه ای حرف خلاف جریان حاکم برای خیلی ها عجیب و غریب و مسخره است. ما کنار دکه اینها ایستادیم. این خانم  با حرارت برای ما به آلمانی توضیح می داد. بعد که دید من حرف نمی زنم، شروع کرد به فرانسوی توضیح دادن. بعد به انگلیسی. با دیدن اینکه من فقط به عکسا نگاه می کنم و لبخند می زنم و وارد بحث نمی شم،  پرسید اهل کجایی،  که جواب شنید" ایران". گفت  پس یه مساعدت مالی کن. منم ناچار شدم 5 یورو برای جلوگیری از جنگ با ایران خرج کنم. گرچه هنوز می سوزم، بعد از دو روز! ولی احساس می کنم می ارزید که جنگی نشه،  ولو به این قیمت.

 

اینجا هر کسی می تونه یه دکه اینطوری دایر کنه. توی برلین هم یه گروه اسلامی سلفی، از صبح تا غروب قرآن مجانی بین مردم توزیع می کردند. عنوان کمپینگشون هم  " بخوان " بود. شب توی تلویزیون مصاحبه ای با مردم برلین پخش شد مبنی بر  اینکه اکثریت  مردم  راضی نیستند که این گروه های سلفی اینطور آزادانه عقاید خودشون رو ابرازو تبلیغ کنند. بعدا هم یه گروه سیاسی شروع به تلاش کرد که فعالیت آزادانه دو گروه نئونازی و سلفی ها رو ممنوع کنه. ولی برای این کار باید قانون اساسی آلمان رو تغییر بدن که به این راحتی فعلا امکان نداره. توی شهر کلن هم به خاطر ساخت یک مسجد بزرگ مدتها بحث و جنجال بود. اغلب مردم شهر راضی به ساخت این مسجد نبودند. مسجد بزرگی که معماری خاص اون باعث می شد در این منطقه مرکزی کاملا به چشم بیاد. بعد از مدتها بحث، بالاخره به دلیل تصریح قانون اساسی به آزادی عقیده، مسلمانها موفق به ساختن این مسجد شدند.

 

 

۹۱/۱۱/۰۱ موافقین ۰ مخالفین ۰
اسحاق رهنما

نظرات  (۱۰)

سلام . گرفتم چی می خوایین  بگیید؟
سلام. شاید زغال افتاده بوده تو لباست که هی میگفتی سوختم سوختم ( اشاره به جک خاص لری )
============
توی مفهوم آزادی که ما هم واقعا جای کار داریم.
علی ایحال شاید بشه گفت که در غرب تا جایی اجازه آزادی داده میشه که رسانه توانایی داشته باشه اثرات اون آزادی بیان رو خنثی کنه !
فی الواقع به نظر میرسه میزان آزادی با قدرت رسانه ارتباطی مستقیم داشته باشه.
۰۲ بهمن ۹۱ ، ۱۷:۳۵ هم‌پرسه با افلاطون
اون پنج دلار به قیمت مرجع بود، یا مبادله‌ای یا آزاد؟
حالا این پنج یورو به نرخ مرجع بود، یا مبادله‌ای یا آزاد؟
حاجی جان کی اومدی آلمان؟
۱۳ بهمن ۹۱ ، ۰۲:۳۷ یه دوست آشنا
سلام آقا اسحاق.
من یه آشنا هستم.
خواستم فقط خدمتت عرض کنم که یک وقت برخی مظاهر زیبای دنیای کفر فریبت نده و باعث نشه که بوی تعفن باطنی جریان کفر را استشمام نکنی.
در آخر هم توصیه ی حضرت آقا به آقای آقا تهرانی را قبل از سفرشان به آمریکا برای تحصیل خدمتت عرض می کنم:
«سعی کنید در غرب مستحبات را دو برابر حالت عادی که در ایران بودید انجام بدهید»
سلام
بالاخره رفتید؟!!!!
امیدوارم در پس این مرزها گمشدتون رو پیدا کنید اگه پیدا کردید یه ندا به این طرفی ها هم بدید. مطلبتون بیشتر گزارش نویسی بود ما عادت داریم از شما تحلیل وقایع رو بخونیم بد نیست تجربیاتتون رو به اشتراک بگذارید البته با تحلیل و نگاه شخصی شما.
سلام
دور دنیا در چند روز؟
خلاف حکومت حرف زدن برخلاف مردم اون ایالت برای مردم ایران بسیار جالبه!!
سلام
غربت خوش می گذره؟!
امیدوارم سلامت باشید و هرچه زودتر برگردید که وجود همچون شمایی برای ما بسیار مفیده.
یا علی
۲۶ بهمن ۹۱ ، ۱۳:۵۲ یاسوج سیتی
والا چی بگم در کشوری که تمام کتابهای دکتر شریعتی و دکتر سروش به عنوان متون ضاله مطرح میشه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">