مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

پذیرفتن یک " جهان مه آلود" ،
تواضع " ندانستن"،
هیجان " واهمه داشتن"،
انگیزه " شکافتن و دریافتن"،
و از همه مهمتر،
آرامش "لبخند زدن" به رگهای برآمده گردن فال گیران کنار جاده را
"کم کم" هدیه می کند.


آخرین مطالب

آفتاب رحمت!

پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۱، ۱۲:۰۰ ب.ظ

  یکی از دوستان مداح تعریف می کرد،  بار اولی که به یک مجلس زنانه دعوت شده بود، یکی دو روز تمام تلاش می کرد تکه کلام های رایج مداحان  در مجالس مختلط مردان و زنان  را، از کلام خود حذف کند و مراقب باشد آنها را در این مجلس کاملا زنانه به کار نبرد. مثلا واژه هایی مانند " قوربون این اشکا و گونه ها "، " قوربون خاک قدماتون "، " سینه ات رو خرج آقا کن " . در هوای بارانی هم ، شعر ها وتکه کلام های خاصی برای مجالس مداحی وجود دارد که مثلا "باران رحمت خدا ونشانه استجاب دعاست " و روایت داریم که " نزول آسمان نزول رحمت خداست و وقت دعا و تضرع".

 

امروز به این فکر می کردم که اگر این مجالس در آلمان برگزار می گردید چه کلماتی باید به کار می رفت. اینجا گاهی به مدت یک ماه ، هر روز باران و برف می آید ودر وقتی هم که بارانی نباشد، همیشه هوا ابری است. اغلب مردم اینجا از ابر و باران متنفرند. گاهی در طول یک هفته، فقط ده دقیقه آفتاب، سبب خوشحالی مردم و بهانه  از خانه بیرون زدن و پیاده روی در پارک و خیابان می شود. در یک کلام، در اینجا آفتاب نشانه رحمت و استجابت خداست و نه ابر و باران. اینجاست که ممکن است یک مداح وسط مجلسی در برلین بگوید : " فردا نماز آفتاب داریم" ، یا اینکه " خبر رسیده  بیرون آفتاب اومده، و روایت داریم هر موقع آفتاب اومد ملائکه آن لاینند".

 

بهشتی که در بعضی روایات،  بدون آفتاب  و پر از نهر و درخت توصیف شده ، زندگی روزمره و مورد تنفر اغلب مردم آلمان است. به عبارت دیگر،  برای جذب و هدایت یک آلمانی به اسلام، به هیچ عنوان نباید ذکر شود که فرد قرار است در قبال اعمال نیکش بعد از مرگ کجا برود.  البته می توان گفت که بعد از مرگ، " بهشت "  کاملا به شکل درخواستی تولید می شود و بنابراین می توانند به هر میزان که دوست دارند، آفتاب در بهشت خود به شکل پیش فرض یا دیفالت تعریف کنند، البته نه در حدی که مزاحم همسایگان خاورمیانه ای خود در بهشت شوند. شتران سرخ موی باید جای خود را به "خوک" که بسیار محبوب و حتی در بعضی نقاط آلمان مقدس است  بدهد و  لباس های طلا و نقره نشان هم چندان در اینجا طرفداری ندارد.

 

   الان می فهمم که چرا عده ای از این ها وقتی به ایران سفر کرده بودند، در اتوبان قم و تهران، با حسرت عجیبی به بیابان ها خیره می شدند و ساعت ها در حیاط دانشگاه زیر  آفتاب می نشستند. البته با همه این کم آفتابی، آلمان انرژی هسته ای ندارد و  بخش زیادی از برق  خود را از انرژِی خورشیدی بدست می آورد. حتی شنیده ام که آلمان، در بعضی از صحراهای آفریقا، انرژِی خورشیدی  تولید کرده و به عبارتی آفتاب می خرد.

۹۱/۱۲/۱۰ موافقین ۱ مخالفین ۰
اسحاق رهنما

نظرات  (۸)

حاجی حالا خودمون براشون برق خورشیدی تولید می کنیم می فرستیم ، صادر می کنیم .برای شما هم به خاطر ، دینی که به شما داریم، مفتی حساب می کنیم
۱۲ اسفند ۹۱ ، ۱۳:۱۶ سید محمد صادق حسینی
مجرد که بودم رفتم پیش یه حاج آقا یک سوالی کردم که ایشان فرمودند: با این شرایط تقوا پیشه کن جانم تقوا
خداییش هم تا تونسیم پیشه کردیم و چقدر هم سخت بود ولی حالا که فکر میکنم خیلی هم سخت نبود.
به هرحال امیدوارم تو این بهشت شداد خوش باشی.
البته فصل تابستون این بهشت شداد بهشت تره ها فتدبر یا اولی الابصار
حاجی این مطالبو که هیچ جا نمیشه پیداش کرد را بیشتر برامون بنویس حیفه بنویس عامو ولش کن بعدن مینویسم را از ذهنت بیرون کن شاید هیچ وقت بعدن مورد نظرت پیدا نشه بنویس خداییش خوب مینویسی
خیلی خوب می نویسید جناب اسحاق، پاگیر شدم!
سلام اسحاق
حاجی جان فصلای دیگه شم ببین ... شاید برا قضاوت زود باشه!
بازم بنویس بخصوص از فرهنگشون.
خیلی قشنگ می نویسین


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">