مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

پذیرفتن یک " جهان مه آلود" ،
تواضع " ندانستن"،
هیجان " واهمه داشتن"،
انگیزه " شکافتن و دریافتن"،
و از همه مهمتر،
آرامش "لبخند زدن" به رگهای برآمده گردن فال گیران کنار جاده را
"کم کم" هدیه می کند.


آخرین مطالب



در ماه رمضان گذشته، چند روزی به عنوان مسافر، برای انجام کارهای اداری در تهران بودم.


جمعیت تهران در طول روز به خاطر همین مسافرت های کاری و اداری بسیار بیشتر از جمعیت شب تهران است. به عبارت دیگر، بخش زیادی از جمعیت روز تهران مسافرند و  خود خدا صلاح دیده که نباید روزه بگیرند.  هوای گرم تابستانی باعث شد که عرق ریزان و با لب خشکیده نینوایی به یک مغازه پناه ببرم که آبی ابتیاع کنم. بعد از خرید آب خواستم در گوشه همان مغازه کمی بنوشم که صاحب مغازه گفت : " قوربونت اینجا نخور، ببیند، مغازه رو می بندند." در خیابان هم که نمیشد چیزی خورد و نوشید. اگر هم مصداق روزه خواری محسوب نشود، احساس ناخوشایندی داشت.  بعد از نیم ساعت به پارکی رسیدم. در گوشه پارک هنوز آب ننوشیده، کارگر پارک سر رسید و گفت:" آقا برای ما مسئولیت داره" .  این داستان در تهرانی اتفاق می افتد که یکی از دوستان دو روز متوالی، دوبار در نزدیکی میدان انقلاب، خفت گیر می شود و  کسی به دادش نمی رسد.  ( پلیس در جواب شکایت این مال باخته می گوید که از این اتفاقات در این حوالی زیاد می افتد و اینکه وقتی خفت گیر رو دیدی خبر کن! ) 

در تهران و بسیاری از شهر ها، فقط مسلمانان روزه دار زندگی نمی کنند. بخشی از جمعیت ایران نامسلمانانند، یا مسلمانهایی هستند که به هر دلیل شرعی، مانند بیماری، عادت ماهیانه در خانمها، مسافرت، کودک نابالغ بودن،... یا اصلا دلایل غیر شرعی، روزه نمی گیرند. کسی که اصلا قصد اهانت به روزه داری روزه داران را ندارد و صرفا یک انسان است که از بد حادثه، گذارش به شهر مسلمانان افتاده، و فقط می  خواهد زندگی کند و سر ظهر آب و غذایی بدست بیاورد و اگر خانه اش هم نزدیک باشد حتما به خانه اش می رود، از انصاف بدور است احکام روزه خواری را این چنین تعمیم دهیم که چون ما روزه ایم، اگر کسی در ماشین اش غذا خورد ماشینش توقیف می شود، یا چون ما روزه ایم  ... .
 
 حدود حکم روزه خواری را این چنین تعمیم دادن که زندگی عادی این چنین کسانی را به طور کامل تحت تاثیر قرار دهد از انصاف بدور است. هر امر غیر منصفانه ای ضد اخلاقی و در نتیجه ضد دینی بوده،  ولو ظاهر و استدلال دینی داشته باشد. در اینجا قاعده انصاف - یا قاعده هر آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نسپند-  می گوید،" مسلمانان روزه دار باید از خود بپرسند که آیا می پسندند،در یک کشور، اکثریت مردم بگویند ما دوست نداریم کسی در کشور ما روزه بگیرد و اگر بفهمیم  کسی روزه می گیرد باید چنین و چنان شود و باید از  حقوق -گاه اولیه - خود محروم شود؟"  جای شرمندگی است که در انگلستان، با تاریخی سراسر ظلم و جنایت، به روزه روزه داران احترام گذاشته می شود و در ماه رمضان، اذان از تلویزیون دولتی پخش می شود، ولی در بسیاری از کشورهای مسلمان، حقوق اولیه خود مسلمانان هم رعایت نمی شود.

 در آخر، به عنوان ذکر قبل از افطار خوب است در جمله یکی از عقلا  تامل شود که فرمود: " ایمان برای عده ای، احساس رنجوری است از اینکه مبادا کسی در گوشه ای از عالم شاد باشد."



  • با این که بنای کار در این وبلاگ بر پاسخگویی به نظرات و مباحثه نیست، ولی نظرات بعضی از دوستان در باره این مطلب، نکاتی داشت که حیف بود مطرح نشوند. نکاتی که ممکن است برای خوانندگان دیگر هم سوال باشد. 


آقای رحیم قاسم زاده:

 

سلام وقت بخیر
در خصوص ماه رمضان ماه خدای منصف می خواستم عرض کنم یک کمی یک طرفه به قاضی رفته اید نه؟
اولا رعایت هنجار های قانونی یک کشور جزء وظایف یک گردشگر یا شهروند آن کشور هست یا نه؟
دوما من تهران هم بودم زیاد گیر بازار هم نبود خیلی ها آزادانه با سیگار خود تو خیابونهای شلوغ شهر مثل خیابون ولیعصر(عج) داشتند واسه خودشون حال می کردند.
ولی حرف حقیر اینه که در احکام هم هست وخود شما بهتر از حقیر مبدونید که انسان مسلمان نباید تظاهر به روزه خواری بکنه گرچه معذوریت هم داشته باشه این برای مسلمونا و برای غیر مسلمونا هم رعایت قانون و هنجار کشوری که در آن حضور دارند واجبه ولو اینکه الان شما در کشور آلمان هنجار های اونارو رعایت نمیکیند عزیزدل برادر؟

==

 

سیب :

اصلا این طرز تفکر شما رو قبول ندارم. اگر بقیه حق دارن بخورن و بیاشامن ، ما هم حق داریم "طبق قانون" روزه خواری نبینیم

چه استدلال آبکیه که شما می کنید؟

بله اونا ازادن منتها تو حریم شخصی شون نه تو ملاعام .

قاعده انصافتون هم به درد خودتون می خوره . چطور انصافیه که اونها حق دارن بخورن و بیاشامن ، اما اون انصاف برای ما که میشه ، میشه بد؟

اصلا به نظرشما این عمل ، با قاعده انسانیت جوره که بیان روزه خواری کنن دهن ملت رو آب بندازن ؟ با قاعده انصاف جواب بدید

البته خوب تو ماشین اگر باشه ، طوری که حق روزه داران پایمال نشه ، خوب یه بحث دیگه س ، اما اگر منظور شما اینه که هر کی هر کار دلش خواست بکنه ، خوب نتیجه یه چیز دیگه س

سید عباس حقایقی:

مطلبی که می‌فرمایید؛ جان کلامش صحیح است. همه با هم تلاش می کنیم تا کریه ترین چهره را از دین ارائه بدهیم!

اما سئوال شما در مورد اینکه اگر در جایی اکثریت مردم ... .. باید گفت که با این حال و روز دموکراسی در جهان به نظر می رسد که حق با نظر اکثریت باشد. چه به نفع مسلمان باشد چه نباشد. کسی اگر در مکانی نظرش با نظر اکثریت موافق نیست لاجرم یا باید بسازد و بسوزد یا برود! راه دیگری هم هست؟

==

شمیم مهدی:

حرف شما کاملا صحیح!

ولی ما در همین تهرانمان بسیار دیده ایم روزه خواری آن هم در ملا عام!

همین چند روز پیش بود به گمانم که اقایی در تجریش نان به دست گرفته بود و میخورد به دیگران هم میگفت اگر مسلمانید بخورید!

:|

==

امین:

مسافری خوب ، ولی باید مراعات بقیه را بکنی  نه اینکه روضه خواری کنی رستوران وساندویچی هایی هست که بازند مثل امثال شما ها تا روزه خواری بکنید.

 

 

 

 

چند نکته کوتاه

:

-          رعایت یک هنجار با نقد خود هنجار دو مسئله متفاوت است. یک هنجار هر چقدر هم عادی، قانونی ، بدیهی و مقدس هم که باشد، باز هم می توان با صفت عادلانه یا غیر عادلانه یا به عبارت دیگر منصفانه و غیر منصفانه توصیف شود. قانونی بودن یک امرظالمانه- آنرا از ظلم بری نمی کند. انصاف معیار و ابزار شناخت عدالت است . (پیامبران و امام حسین هم نقد کننده هنجار های ظالمانه بودند و هم به هنجار شکنی متهم شدند.)

-          اکثریت نمی توانند با رای خود یک امر غیر عادلانه را عادلانه کنند. قانون کردن آن  و اقلیت را وادار به سوختن و ساختن کردن غیر عادلانه است ولو قانونی باشد. از طرف دیگر،مبنای دموکراسی این نیست که هر چه اکثریت خواستند مشروع است، " خواست اکثریت  تازمانی که با حقوق اولیه انسانی اقلیت برخورد نکند "، مبنای دموکراسی است.

-           از طرفی برای رعایت شدن یک قانون باید زمینه های انجام آن فراهم باشد. در غیر این صورت قانون شکنی بیشتر از آن که به قانون شکن بازگردد  ، در ضعف و غیر عقلایی بودن قانون ریشه دارد. مثلا در مورد قانون عدم تظاهر به روزه خواری،  وقتی اغلب غذا خوری ها بسته است و  در مغازه و پارک هم امکان خوردن و آشامیدن برای مسافر و دیگر کسانی که روزه نیستند فراهم نیست  این قانون است که عملا خود سبب قانون شکنی را فراهم می کند که در مواردی به لوث شدگی و حتی بی احترامی عده ای منجر خواهد شد. این  مشکلی است  که بسیاری از قوانین ما با آن درگیرند.

 

  • اما  مهمترین نکته مورد اشاره در نظرات دوستان این بود که انصاف این است که روزه دار ، روزه خواری دیگران را نبیند. به عبارت دیگر دوستان سعی داشتند از خود قاعده  انصاف، این قانون و این وضعیت امروز را توجیه کنند. این که یکی از دوستان فرمودند : "چطور انصافیه که دیگران حق دارن بخورن و بیاشامن ، اما اون انصاف برای ما که میشه ، میشه بد؟"  یا اینکه  " شما که خود را ملزم به رعایت قاعده انصاف می کنید، یک بار هم خودتان را بگذارید جای دیگران. چرا همه هاش بقیه باید جای شما باشند؟خودتان را بگذارید جای روزه دار نوجوانی که روزه اولی است و آب خوردن شما را می بیند" 

در این مورد این استدلال حرف های زیادی می توان گفت. ولی به طور خلاصه،قاعده انصاف درباره امور واقعی انسانی است و نه یک معادله ریاضی که به راحتی جای x , y  را عوض کرد. در این مورد خاص، اینکه کسی بگوید من تصمیم گرفته ام به هر دلیلی از خوردن و آشامیدن خود داری کنم، ولی از دیدن آب و غذا در دست دیگران دهنم آب می افتد، به همین خاطر کسی نباید در جلوی من آب و غذا بدست و بدهن راه برود و به عبارت دیگر تصمیم شخصی و برخواسته از عقاید خودش را مبنای زندگی عمومی و اجتماعی دیگران قرار دهد، انصاف نیست. انصاف در این است که کسی عقاید دینی خودش را در عرصه عمومی به دیگران تحمیل نکند. چون انصاف نیست دیگران هم عقاید هندویی و مسیحی خود را به زور اکثریت و قانون بر او  تحمیل کنند. مثلا اینکه در یک کشور به یک دلیل دینی بگویند، پوشیدن حجاب ممنوع .

اگر دوستان دقت کنند، می بینند که  افراد روزه دار در طول روز بارها با آب و غذا برخورد دارند. زنان خانه داری که ساعتها در ماه رمضان آشپزی می کنند، یا روزه دارانی که سر صف نانوایی و مکان های دیگر در حال تهیه افطاری هستند مثالهای روشنی از این مسئله هستند. با این حال حساسیت خاصی که بر آب و غذا خوردن دیگران در پارک و مغازه وجود دارد، نه به  دلیل " آب افتادن دهن "  روزه دار که بیشتر بر خواسته از احساس حرمت شکنی افراد روزه خوار در مقابل باور های ماست. به عبارت دیگر نوعی احساس عصبانیت منشا این حساسیت است .
سوال مهم اینجاست که  آیا غذا خوردن یک مسافر در مغازه و پارک و یا ماشین شخصی خود مصداق حرمت شکنی محسوب می شود ، آنهم در شهری که اغلب غذا خوری ها در ماه رمضان به اجبار باید بسته باشند؟ درباره این که چرا ما امری این چنینی را نشانه حرمت شکنی می دانیم نکات قابل تاملی وجود دارد.




 مطلب مرتبط :   قاعده انصاف


نظرات  (۲)

 وهن در لغت؛ به معنای تضعیف و سست نمودن کسی یا چیزی است.و در اصطلاح فقهی؛ وهن دین و یا مذهب به معنای سبک جلوه دادن دین و مذهب در انظار عمومی دیگر ادیان و یا مذاهب است.

 در واقع؛ عنوان وهن دین یا مذهب، یک عنوان ثانوی است؛ و فقها پیرامون برخی از احکام به وهن دین و یا مذهب استناد می‌کنند و می‌گویند: هرکارى که باعث وهن  اجکام دین و مذهب گردد حرام است و باید از آن اجتناب شود. این توضیح برای  لزوم حجاب ، حرمت روزه خواری در ملاعام و یکسری امور اجتماعی در جامعه مسلمانان است، البته به نظر میاد تشکیل و داشتن جامعه ای براساس  اسلام وحفظ حرمت احکام اسلامی دغدغه همه مسلمانان نباشد!  به هر حال اول باید برتری اسلام بر دیگر ادیان برای انسان حل شود و بعد درباره پاسداری از حرمت احکام  آن دغدغه یافت! موفق باشید

۰۱ مهر ۹۲ ، ۰۲:۳۱ نم نم بارون
چه بحث جالبی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">