مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

پذیرفتن یک " جهان مه آلود" ،
تواضع " ندانستن"،
هیجان " واهمه داشتن"،
انگیزه " شکافتن و دریافتن"،
و از همه مهمتر،
آرامش "لبخند زدن" به رگهای برآمده گردن فال گیران کنار جاده را
"کم کم" هدیه می کند.


آخرین مطالب

کشوری عربی، پر از شتر!

جمعه, ۲ خرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۴۶ ق.ظ

  بسیاری از مردم و جوانان در کشور های مختلف دنیا پیگیر اخبار کشورشان هم نیستند چه برسد به کشور های دیگر. چه بسا در اروپا تحصیل کردگانی هستند که تصورشان از ایران یک کشور عربی است با شتر های زیاد همراه با انفجار های پیاپی در خیابان ها.  ولی همین مردم و جوانان و حتی کودکان سه چهار ساله را می توان در خیابان ها دید که به بهانه های مختلف آهنگ " شادی " یا همان  " هپی " را زمزمه می کنند. آهنگ فرل ویلیامز که بخش کوچکی از یک فیلم انیمیشن بود، در سال اخیر به شکل خیره کننده ای  تبدیل به یک  نماد  شده بود، نماد شادی و امید. جوانان زیادی از کشور های مختلف سعی داشتند که خود و گاهی شهر و ملت خود را پرنشاط و امید تصویر کنند و سیل کلیپ ها بود که به یوتیوپ سرازیر شد و در آنها گروهی از جوانان با هویت های مختلف می خواستند جریان زندگی و امید را با این هویت ها پیوند بزنند.  از نیویورک و پاریس تا خارطوم سودان و ابوظبی و قاهره  و حتی غزه فلسطین، کلیپ هایی ساخته و روانه یوتیوپ شد. این روند به قدری سریع شبکه های اجتماعی را فرا گرفت که به نظر می رسد بعضی از شهر ها و کشور ها به شکل سفارشی کلیپ هایی درست کرده باشند تا از گردونه عقب نمانند،  چرا که بعضی از کارهای تولید شده بسیار حرفه ای بوده و به نظر نمی رسد بدون پشتیبانی و تامین مالی امکان داشته  و  انگیزه های دیگر مثل جذب گردشگر یا مسائل سیاسی  هم در آن دخیل باشد.  در این میان تعدادی کلیپ هم از پیروان ادیان مختلف به بازی وارد شد. مسلمانان کشور های مختلف از جمله بریتانیا یک کلیپ پربیننده تولید کردند.  همچنین یهودیان مقیم بیت المقدس هم شادی و زندگی اسرائیلی را به تصویر کشیدند تا به نوعی تصویری دیگری از وضعیت بیت المقدس یهودی نشین داده باشند.

در این میان یک کلیپ هم از جوانان ایرانی به این جریان پیوست. کلیپی نه چندان با کیفیت که صرفا به خاطر  ایرانی بودن آنها مورد توجه بعضی سایت های  فارسی زبان قرار گرفته بود.  بر خلاف دیگر کلیپ های رایج، که صحنه هایی از مردم شاد در خیابان ها و مکان های عمومی داشتند، کلیپ ایرانی صحنه هایی از پشت بام و گوشه اتاق و وسط دشت و دمن داشت. با این حال پیام  این کلیپ از نگاه سازندگان آن این بود که مثل همه جای دنیا در این ایران هم، زندگی و حیات جاری است.

 این کلیپ می توانست در بین صدها مشابه دیگر چندان به چشم نیاید و به مرور با خوابیدن تب این آهنگ فراموش شود. ولی دستگیری تهیه کنندگان یکی از این کلیپ ها که اسامی خود را در پایان کلیپ ذکر کرده بودند و بعد هم نازیدن به این که در عرض دو ساعت شناسایی شدند، سیل خبری عجیبی  در دنیا به راه انداخت که این بار متفاوت از گذشته بود . چرا که بر خلاف اخبار سیاسی که صرفا به طبقه خاصی از جامعه می رسید این خبر در شبکه های اجتماعی جوانان دست به دست می شد و پیام خواننده این آهنگ ، که قضیه دستگیری این جوانان را " فراتر از غم انگیز" توصیف کرده بود، شتاب دهنده این موج بود.  بر خلاف اخبار تنش هسته ای و حقوق بشر و دیگر مسائل سیاسی ایران ، روز نامه های محلی و شبکه های خبری زرد هم این بار انعکاس دهنده این خبر بودند. مرز این خبر از شبکه های اجتماعی انگلیسی و فارسی و عربی فراتر رفته و به زبان های مختلف دنیا انعکاس یافت. بعضی از شبکه های آمریکایی بر این موج سوار شده و کلیپ هایی درست کردند که عزاداری های ایرانی را روی این آهنگ میکس کرده بود و در این بین هم تعدادی تصویر از حد زدن های گروههای تکفیری سوریه و زنان عربستانی را به نام تصاویری از ایران به بینندگان قالب می کردند. 

برای یک ایرانی خارج از کشور روزهای غم انگیزی بود. کم نبودند کسانی که این روز ها با دیدن ما از این قضیه می پرسیدند. تصویرشان از ایران کاملتر شده بود. کشوری عربی، پر از شتر و بیابان،  زنان سر تا پا سیاه پوش  و انفجار های پی در پی، که البته شادی بر پشت بام در آنجا ممنوع است. به نظرحالا، حداقل بخشی از اطلاعاتشان به واقعیت نزدیک شده بود. 

 

سالهاست رسانه های زیادی تلاش دارند که ایران را "برند حماقت" جلوه دهند و نکته اینجاست که لازم نیست در این راه تلاش زیادی کنند.