مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

مه

وبلاگ شخصی اسحاق رهنما

پذیرفتن یک " جهان مه آلود" ،
تواضع " ندانستن"،
هیجان " واهمه داشتن"،
انگیزه " شکافتن و دریافتن"،
و از همه مهمتر،
آرامش "لبخند زدن" به رگهای برآمده گردن فال گیران کنار جاده را
"کم کم" هدیه می کند.


آخرین مطالب

کشکول 3

سه شنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۳، ۰۹:۵۵ ب.ظ
  •  رئیس فدراسیون فوتبال آلمان در مصاحبه اش بعد از پیروزی مقابل آرژانتین، چند جمله کوتاه ولی جالب گفت. او رمز موفقیت تیم آلمان را  در کنار برنامه ریزی ده ساله در این دانست که  " برخلاف کشور های دیگر،  ما به جای دعوا با هم همکاری می کنیم".  این تعبیر "همکاری صادقانه" را در توصیف فرهنگ کار آلمانی مدتی قبل از یک اقتصاد دان شنیده بودم.  او از عوامل ثبات و موفقیت اقتصادی آلمان مسئله آموزش و نیروی کار ماهر و منظم را در کنار صداقت در همکاری و اطمینان از قابل اعتماد بودن طرف مقابل عنوان می کرد و اینکه اگر کسی در این جامعه روراست نباشد خیلی سریع منزوی خواهد شد. 
  •    در شادی های مردم آلمان بعد از جام جهانی، یکی از مواردی که برای من جالب بود، خالی بودن جملات تلویزیون آلمان از توصیفات غلو آمیز و کلی بود. مثل اینکه  "  ملت قهرمان آلمان چنین و چنان کرد و یا بار دیگر این ملت شایستگی های خود را نشان داد ... یا دنیا در مقابل ما سر تعظیم فرود آورد و ...  .از بعد از کلاهی که "هیجانات ملی هیتلری" بر سر ملت آلمان گذاشت، در این فرهنگ، نوعی تواضع و دوری از "غلوّدر احساسات ملی" ریشه دوانده و شعار های ملی بار منفی پیدا کرده است. در فینال جام جهانی،  مجری مسابقه در اوج هیجان می گفت  "این خوب است که حریفان ما به ما احترام می گذارند! ".  در جشن ها و گزارش های بعد از جام جهانی هم تحسین و تمجید ها حالت کلی و انتزاعی و ملی به خود نمی گرفت. موفقیت در فوتبال فقط نشانه موفقیت در فوتبال بود و نه برتری و غرور ملی . حتی اگر این غرور به وجود آمده بود باز هم به بیان نمی آمد. قبلا در پیام سال نوی رئیس جمهور آلمان،  یواخیم گوگ،  این نکته را دیده بودم. این پیام به جای توصیف و تحسین سجایای ملی، به این نکته اشاره می کرد که ما هنوز مشکلاتی داریم که باید حل شود. مثلا اینکه در ایستگاه قطار به یک خارجی حمله شده و این شایسته نیست.
  • در عین حال این خود انتقادی ها به نوعی کمال گرایی رسیده و باعث شده نوعی فرهنگ غر زدن هم ایجاد شود. چرا که همیشه نکته ای منفی وجود دارد که باید برطرف شود; یا همان پرفکسیونیسم آلمانی !  بعد از هر بازی فوتبال جزو اولین سوالات گزارشگران از بازیکنان تیم این بود که مثلا "چرا اول بازی تیم خوب بازی نکرد و چرا آخر بازی ما نگران بودیم و نمی توانستیم آرامش داشته باشیم که گل نخوریم"! یکی از مدافعان بعد از بازی با الجزایر عصبانی شد و در پاسخ یکی از این گزارشگران گفت :" ما این همه زحمت کشیدیم و برنده شدیم حالا حضرت عباسی این سواله که می پرسید"؟! البته با تعبیری مشابه! 
  • در روایتی آمده که آلمانی ها دو ورزش ملی دارند، یکی فوتبال و یکی غر زدن درباره هوا! انصافا در هر دو هم پیشتازند. و العُهدةُ علی الراوی!  

پ ن : در جشن استقبال از فوتبالیست ها در برلین چند بازیکن سرودی خواندند که به نوعی طعنه به تیم آرژانتین از آن برداشت می شد. فضای رسانه ها پر شده از نقد و حتی عصبانیت از این حرکت که با عناوینی مانند  "بی مزه " و "زشت "  وصف شده و اینکه تواضع ملی ما نباید با اداهای اینچنینی خدشه دار شود.